در هر مرحله ای از بزرگسالی،بیشتر به این پی میبرم که اعتماد به آدم ها،صبح های غم انگیز و شب های دل گیری به همراه دارد.
از میان تمام چیز هایی که از دست دادم،بیشتر از همه،دلم برای خودم تنگ شده.
-هاردی : معذرت ميخوام که بهت گفتم احمق سکوتت باعث شد حرفمو پس بگیرم.
-لورل : سکوت کردم چون خودم ميدونم احمق نیستم.
اعتراض به انتقاد اشتباه خودش احمق بودنه.
ما ایستادهایم
با پاهای خسته
و چشمانی صبور
و امیدی که هنوز زنده است؛
یقین دارم، تاریکی ابدی نیست.