اگه ترافیک نبود باید الان رسیده بودم😭😭
ولی یک ساعت لعنتی دیگه تو این جادهی لعنتی هستم😭😭
میشینه دونه دونه همهشون رو نشونم میده و راجع به جزئیات توضیح میده
اگر بیتابیِ من خاطرت را میکند محزون
غمت را مثل تیری از دل خون میکِشم بیرون
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گُل کردهام در برکهای از خون
در آغوشِ «وداعم» با تو و هر «بوسهای» امشب
هجوم تلخیِ «معنا»ست بر شیرینیِ «مضمون»
کمر خَم کرد هر کس بُرد بار عشق را بر دوش
«جوان» شد پیر، «گُل» شد سربهزانو، «بید» شد مجنون
هدر شد مستیام در یادِ دیروز و غمِ فردا
بنوش از بادهی اکنون، خوشا اکنون، خوشا اکنون
- فاضل نظری