خیلی حس عجیبی داره، انگار باز نزدیک اربعینه و ما تو راه کربلاییم. انگار باز چندتا عمود برگشتیم عقب که تو هیئت مطیعی باشیم و به خاطرش هیجانزدهایم...
قول دادی بروی، باز که در یادِ منی
عهد و پیمانْ دلِ من نیست که هی میشکنی