دوست داشتن خیلی جالبه . .
مثلا داری چای دم میکنی ، یهو یادش میوفتی نیشت تا بناگوش باز میشه:)
𝑀-
آدمیزاده دیگه؛ ساعتها درازکش به سقف خیره میشه.
ولی تو خیالش، با خودش میجنگه؛ از یکی انتقام میگیره؛ یه جایی رو ترک میکنه؛ خسته میشه؛ میخوابه!
𝑀-
آدما نفرت انگیزن
مثل ابری که جلوی خورشید رو میگیره!
مثل تاریکی که بر روشنایی غلبه میکنه!
و مثل انسانی که شادی رو به غم تبدیل میکنه:)
𝑀-
هیچکس لیاقتت رو نداره.
هیچکس تورو آرزو نمیکنه چون تو خوده آرزویی.
𝑀-
نــمـک خـوردنـد، نــمـکـدان را ربـــودنـد...
چـه صـحـبــت هـــا کــه پـشـت مـــا سـرودنـد...:)
بـبـیـن مـــا را چــه آسـوده نـشـسـتـیـم...
آنــــــهـا بـیـقـرارنـد چــــــون حــســودنــد...!
𝑀-
شاید اگر نگاهت نمیکردم اینطور نمیشد.
شاید اگر دست در دست قدم نمیزدیم اینطور نمیشد.
خب شاید اگر دوست نداشتم اینطور نمیشد.
𝑀-
چه واژه نازیه این “باهم”؛ باهم میریم، باهم درستش میکنیم، با هم بمیریم اصلاً.
𝑀-
دوست دارم با وجودی که معنا ندارد.
دوست دارم با بارانی که پایان ندارد.
دوست دارم با غمی که در سینه تمامی ندارد.
بهتر ولی ....
دوست دارم.
𝑀-