.
شبها که دلتنگت میشوم
از این شانه به آن شانه
فقط غَلت میزنم
مثلِ یک ماهیِ جدا شده از دریا
باید ببینی جان دادنم را
- علی قاضی نظام
𝑀-
.
گفتم "او" از رگ گردن به تو نزدیکتر است
آمدم جای خدا را که ببوسم نگذاشت
- عباس تافته
𝑀-
خنده خوب است،
قهقهه عالی،
گریه آدم را آرام می کند
اما لعنت بر بغض...
𝑀-
خورشید به ماه گفت :
جایمان را عوض کنیم ؟
ماه گفت :
آیا میتوانی طاقت بیاری برای کسانی که شب ها گریه میکنند ؟
خورشید گفت :
آیا میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب میمانند ؟
𝑀-
رک بگویم . . . از همه رنجیده ام !
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها . . .
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست . . .نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام . . .
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها . . .
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها . . .
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها . . .
لا به لای هر دعا بخشیده ام
مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام
میروم باواژه ها سر میکنم ؛
دامن از خاک شما بر چیده ام
من تمام گریه هایم را شبی . . .
لا به لای واژه ها خندیده ام
فریدون مشیری-
𝑀-
.
تلافی؟ کینه؟ بدگویی و نفرین؟ هیچیک! تنها
سرم را روی زانو میگذارم اشک میریزم
- محمد عزیزی
𝑀-