.هدف از خلقت این عضو فقط دیدن بود
ظاهرا چشم شما میل به کشتن دارد.
𝑀-
سر زیبایی چشمان تو دعوا شده است
بین ماه و من و یک عده اساتید هنر!
𝑀-
وصف چشمانت در این شعرم نمیگنجد چرا؟
بیخیال شعر،چشمانت مرا از هوش برد!
𝑀-
چیست در چشمان تو ، هر کس که میبیند بدان
خانه و کاشانهاش را ، بی گمان ویرانه کرد.
𝑀-
چیست در چشمان تو ، هر کس که میبیند بدان
خانه و کاشانهاش را ، بی گمان ویرانه کرد.
𝑀-
چشمان تو غنائم جنگی ست بی گمان...
بامن کمی بجنگ که این هم غنیمت است.
𝑀-
بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد؟
با منِ تنهاتر از ستار خانِ بی سپاه!
𝑀-
لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی؛
سالهاست دیوان ِشعرم شرمسار چشم توست.
𝑀-
بامن که به چشمه تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
𝑀-