.
همه عیبِ خلق دیدن، نه مُروت است و مَردی
نِگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری
- سعدی
𝑀-
.
پینههای دست و پا سر زد به پیشانی، عجب
کفر با پیراهن زهد و ریا برگشته است
خیمهی خورشید را دیندارها آتش زدند
آه! معنای حقیقت تا کجا برگشته است
- فاضل نظری
𝑀-
از جنس عشق آنجا ضیافت تا که بر پا شد
ساقی بدون دست پر میکرد ساغر را
- ارمیا کیشبافان
𝑀-