.
نقد عشرت را زیانی نیست از سودای درد
خنده در بار است چون گل کاروان زخم را
- بیدل
𝑀-
.
سکوتِ اهل غم را ترجمانی نیست غیر از اشک
معانی هم نمیگنجند در ظرفِ بیان گاهی
- علی مقیمی
𝑀-
.
آواز خواندم از تب و تنهایی
شاید به رغم اینهمه دانایی
یک مرگ در نهایتِ زیبایی
با آخرین ترانهی خود باشم رویایی
- سعید مبشر
𝑀-
.
میوهی پخته محال است نیفتد بر خاک
هرکه دلبسته به این دار فنا، نیمرس است
- صائب تبریزی
𝑀-
.
ما دو بالیم که زائیدهی حُزنیم و خیال
که شبی در قفس پیرهن آغاز شدیم
- سعید صاحبعلم
𝑀-
.
یک روز میرسد که در آغوش گیرمت
هرگز بعید نیست، خدا را چه دیدهای
- قیصر امین پور
𝑀-