eitaa logo
اشعار مداحی‌های حاج ابوذر بیوکافی
1.6هزار دنبال‌کننده
22 عکس
0 ویدیو
2 فایل
﷽ 🇮🇷کانال‌حفظ‌ونشرآثارحاج‌ابوذربیوکافی @AbozarBiukafi_ir ارتباط با ادمین @Biukafi_Admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🎵 نسخۀ صوتی قطعه مادر؛ معدن جود و سخاوت کوه نجابت و غیرت اسوه‌ی صبر و شهامت مادر جانم؛ به تو و جاه و مقامت ای به فدای مرامت مادر نور امامت مادر تو هرچه در دنیا، رنج و مِحنت دیدی از راه دینت، پاپس‌نکشیدی در اوج سختی‌ها، سخت و محکم بودی تا محشر خار چشمان یهودی (اُمُّ المؤمنین، اُمُّ المؤمنین، اُمُّ المؤمنین؛ یا خدیجه) مادر؛ فاطمه دل‌بی‌قراره تاب یتیمی نداره بارون غصه می‌باره مادر می‌شه؛ ای مادر آسمونی پَرنکِشی و بمونی آخه تو خیلی جوونی مادر بعد از تو این مردم، باهم هم‌دست می‌شن خونه‌ت رو با نامردی می‌سوزونن زهرای مظلومت، بعد از تو دلخونه بالش رو آتیشِ در می‌سوزونه (اُمُّ المؤمنین، اُمُّ المؤمنین، اُمُّ المؤمنین؛ یا خدیجه) شاعر: آقای [شب دهم ۱۴۰۴.۱۲.۰۸] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه الا خدای کریم، یا وکیل، یا داور برای کسب مدد کیست از خودت بهتر؟! خدای کرده عذاب، آن سپاه ابرهه را نگاه کن به دل بی‌قرار این کشور نشسته‌ایم دوباره، به گفتگو با تو حرامِ من، به کسی چشم دوزم الّا تو تمام کفر، حریفِ تمام ایمان است خودت بگو که به کفار رو کنم، یا تو؟! مباد دل بکنم از تو و امامانم تمام عمر به زیر لواء قرآنم بگیر عمر مرا و خودت کمک کن تا نگاه چپ نکند هیچ‌کس به ایرانم نگاه نافذ خود را مگیر از سر ما حریم عشق حسین است، خاک کشور ما یقین که آخر این راه، جشن پیروزی است اگر چه ظلم زمانه، گرفت رهبر ما گرفت از سر ما، الفتِ نگاهش را ادامه می‌دهد این طرز فکر، راهش را سپاه حیدر کرار، تازه آمده‌اند زمین زنند، معاویه و سپاهش را زمان، زمان عزا نیست، وقت پاشدن است زمانِ ضربه زدن بر سپاه اهرمن است به هر سلیقه و فکری، فقط بلند شوید دگر هرآنچه مهم است، خاک این وطن است مدد بگیر از آقای خندق و صفین از آنکه فاتح پیکار بدر بود و حنین تو مثل حُر و وهب، پشت کن به راه یزید که فتح می‌رسد، از برکتِ امام حسین در این میانه‌ی جنگ و شلوغی دنیا در این زمانه‌ی پُراضطرابِ وانفسا برای اینکه کمی هم دلت سبک باشد بیا که گریه کنیم از برای عاشورا بر آن غریب بدون سپاه گریه کنیم بر آن مصائب در قتلگاه گریه کنیم به حال دخترکانِ نشسته در خیمه به خواهری که شده بی‌پناه گریه کنیم صدای همهمه پیچیده در سر زینب سری که رفت به نیزه برابر زینب تنی که ماند به گودال و زیر مرکب رفت خدا کند که نباشد برادر زینب [شب یازدهم ۱۴۰۴.۱۲.۰۹] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه الا خدای کریم، یا وکیل، یا داور برای کسب مدد کیست از خودت بهتر؟! خدای کرده عذاب، آن سپاه ابرهه را نگاه کن به دل بی‌قرار این کشور نشسته‌ایم دوباره، به گفتگو با تو حرامِ من، به کسی چشم دوزم الّا تو تمام کفر، حریفِ تمام ایمان است خودت بگو که به کفار رو کنم، یا تو؟! مباد دل بکنم از تو و امامانم تمام عمر به زیر لواء قرآنم بگیر عمر مرا و خودت کمک کن تا نگاه چپ نکند هیچ‌کس به ایرانم نگاه نافذ خود را مگیر از سر ما حریم عشق حسین است، خاک کشور ما یقین که آخر این راه، جشن پیروزی است اگر چه ظلم زمانه، گرفت رهبر ما گرفت از سر ما، الفتِ نگاهش را ادامه می‌دهد این طرز فکر، راهش را سپاه حیدر کرار، تازه آمده‌اند ... زمین زنند، معاویه و سپاهش را زمان، زمان عزا نیست، وقت پاشدن است زمانِ ضربه زدن بر سپاه اهرمن است به هر سلیقه و فکری، فقط بلند شوید دگر هرآنچه مهم است، خاک این وطن است مدد بگیر از آقای خندق و صفین از آنکه فاتح پیکار بدر بود و حنین تو مثل حُر و وهب، پشت کن به راه یزید که فتح می‌رسد، از برکتِ امام حسین در این میانه‌ی جنگ و شلوغی دنیا در این زمانه‌ی پُراضطرابِ وانفسا برای اینکه کمی هم دلت سبک باشد بیا که گریه کنیم از برای عاشورا بر آن غریب بدون سپاه گریه کنیم بر آن مصائب در قتلگاه گریه کنیم به حال دخترکانِ نشسته در خیمه به خواهری که شده بی‌پناه گریه کنیم صدای همهمه پیچیده در سر زینب سری که رفت به نیزه برابر زینب تنی که ماند به گودال و زیر مرکب رفت خدا کند که نباشد برادر زینب [شب سیزدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۱] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه با اینکه می‌دانم خودم خیلی گنهکارم یک عمر با الطاف تو بوده سر و کارم یا رب تو مختاری مرا آتش زنی، اما من با تمام رو سیاهی، دوستت دارم وقتی می‌آیم پیش تو حال دلم خوب است با تو رها از دست این آشفته‌بازارم دنیا مرا سرگرمِ بازی‌های خود کرده زنجیر کن من را، به دست غیر نسپارم من بنده‌ات بودم ولیکن رفته‌ام از دست این دور بودن از تو خیلی داده آزارم من هر کجا کج رفته‌ام ، با روضه برگشتم هستند آل فاطمه تنها کس‌وکارم دست ارادت را به روی سینه بگذارید صَل عَلَی مظلومِ من، ای مهربان یارم من روسیاهم، پُرگناهم، کوه عصیانم اما حسین جان، جان زهرا دوستت دارم جان می‌دهم از کودکی پای عزای تو این روضه‌ها را با دل و جانم خریدارم یک عمر پای پرچمت عزت به من دادی بی‌غیرتم گر دست از این روضه بردارم یک عمر از چشمان من گریه طلب داری من جای هر زخمت به تو گریه بدهکارم [شب چهاردهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۲] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه جوشن رزم‌آوری ما به تَن است دشمنِ ما، قاطبه‌ی اهرمن است «قَوِّ عَلىٰ خِدْمَتِكَ جَوارِحِى» قوّت ما، نام امام حسن است کیست حَسن؟! لطافت بیت و غزل کیست حَسن؟! حلاوت شهد و عسل شجاعتش زبان‌زد ارض و سماء کیست حَسن؟! فاتح پیکار جمل ملاحتش، شمّه‌ی پیغمبری، اَست رشادتش، ارثیه‌ی حیدری، اَست ملازم همیشه‌ی فاطمه بود از این جهت، طبیعتاً مادری، اَست یک‌تنه، یک لشکرِ بی‌واهمه بود هم نبّی و هم علی و فاطمه بود در وسط معرکه، شمشیر به‌دست روی لبش «ناد علی» زمزمه بود فتح جمل، خورده به نام حَسن است هِیمنه در تیغ کلام حَسن است میر و علمدار سپاهِ پدرش فاتح پیکار، امامِ حَسن است شیعه به او، عرض ارادت دارد با مددش عزت و غیرت دارد محضر او درسِ سلحشوری را یاد گرفته است، شهامت دارد سایه‌ی لطفش، همه جا بر سر ما مسیر او، عقیده و باور ما یک نفر از مکتب او آمد و شد سید ما، سرور ما، رهبر ما سید ما، سرور ما، رهبر ما از سرِ ما نمی‌رود یاد شما ما همه مدیون شماییم آقا قدرت امروز، در این کشور را اینکه کنون مملو از احساسیم دشمن بی‌واهمه‌ی خناسیم «اِنی اُحامی اَبداً عَن دینی» مثل خودت، در کنف عباسیم کوسه‌ی خونخوار، که از دریا رفت پرچم ایران همه جا بالا رفت رو به فرار است سپاه شیطان آبروی ابرهه، در دنیا رفت بر همگان، درس شهامت دادی درس فداکاری و غیرت دادی بس که دلت سوخته‌ی مادر بود جان خودت را به شهادت دادی آه خدا، رهبر ما را کُشتند یارِ ز جان بهتر ما را کُشتند نسل معاویه و بو سفیان‌ها گُل پسرِ مادر ما را کُشتند [شب پانزدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۳] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه | ایران ما، میمونه در پناه ولایت هرچی بشه، داره ادامه راه ولایت پشتیبانی از ولی راه نجات ماست خون رهبر شهید رمز حیات ماست الله، الله، الله اکبر هستیم تحت، فرمان رهبر با ما اگه، دشمن بشه تمام زمانه این مملکت، مملکت امام زمانه کی گفته که آخر کاره این کشور امام زمان داره این ملت رهبرشو تنها نمیذاره، نمیذاره الله، الله، الله اکبر هستیم تحت، فرمان رهبر شاعر: آقای [شب پانزدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۳] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه مناجات با خدا: توی این شبای ماه رمضون [شب شانزدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۴] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه ای لشکر ثارالله؛ الله الله الله ای جبهه‌ی جُندالله؛ الله الله الله یا فاتح و یا فتاح؛ الله الله الله طوفان خدا در راه؛ الله الله الله این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده به نام نامیِ علی به فتح خیبر آمده ما پای این نظامیم آماده‌ی قیامیم خونخواه رهبریم و خواهان انتقامیم (الله اکبر، نَحنُ جِیشُ الحِیدَر) ای ملّت نام‌آور؛ حیدر حیدر حیدر ایرانی هم‌سنگر؛ حیدر حیدر حیدر یک «یا علی» دیگر؛ حیدر حیدر حیدر تا پیروزی آخر؛ حیدر حیدر حیدر تمام ایمان آمده به جَنگ شیطان آمده عمر یهود فتنه‌گر دگر به پایان آمده نسل ابوترابیم فرزند انقلابیم هَلْ مِن مبارزت سنگین‌ترین جوابیم (الله اکبر، نَحنُ جِیشُ الحِیدَر) [شب شانزدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۴] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه اومدم در بزنم صدات کنم یه‌ذره با چشم دل نگات کنم با تموم رو سیاهیم اومدم خودمو قاطی بنده‌هات کنم اومدم حالمو روبه‌را کنی منو از دست خودم رها کنی باورم نمی‌شه تو با رحمتت بنده‌ی خوب و بد و جدا کنی اختیار بندگیمو ندارم گریه‌های بچگی‌مو ندارم خیلی وقته توی مجلس که میام دیگه اون حال قدیم‌و ندارم دیگه با سختی در خونه‌ت میام بوی اخلاص نمی‌ده بندگیام قدیما گریه‌کن خوبی بودم اشکامم ازم گرفته بدیام همیشه گناهامو می‌پوشونی حق داری اگه منو بسوزونی آخرش یه‌روزی می‌بخشی منو انقده رحیمی و مهربونی می‌دونم دیگه نمی‌سوزه تنم بوی آتیش نمی‌گیره بدنم آخه با تموم رو سیاهیام اسم اربابم میاد، زار می‌زنم «یا حسین» گفتم و باخدا شدم اومدم ساکن روضه‌ها شدم من درست نمی‌دونم که از کجا عاشق حسین سر جدا شدم اسم‌تو با گریه می‌بَرم حسین تو شدی سایه‌ی رو سرم حسین نغمه‌ی بچگیام توو گوشمه لالایی گفتن مادرم حسین شنیدم با لب تشنه کُشتنت روی خاک صحرا مونده بود تنت چقده کوفیا بی‌ادب بودن شنیدم با هرچی می‌شد زدنت قربون اون تَن بی‌سرت برم قربون گریه‌ی خواهرت برم چادر مادرتم خاکی شده قربون چادر مادرت برم کشته‌ی بی‌کس کربلا حسین مونده بودی زیر دست و پا حسین جلو چشم مادرت، توو قتلگاه سرتو بریدن از قفا حسین [شب هفدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۵] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه انقَدَر در می‌زنم، در وا کنی باب رحمت را، تو دیگر وا کنی تو کریمی، تو رحیمی، غافری بنده‌ات را کِی تو از سر وا کنی؟! من که هجده شب برت زانو زدم رو به پایان بودم و سوسو زدم من به جز تو بنده‌ی کَس نیستم در تمام عمر، بر تو رو زدم می‌شود دل را، مراعاتش کنی این گدا را، دور از آتش کنی بنده‌ات قبل از شب قدر آمده تا مهیّای مناجاتش کنی امشب از حال دلم داری خبر آمدم بیچاره‌ی بیچاره‌تر دستگیری کُن دوباره از دلم این دل آشفته‌ی من را بخر ای خدای فاطمه، اعجاز کن رأفت خود را به من ابراز کن روضه‌ی امشب به نام فاطمه‌ست باب رحمت را به رویم باز کن قبل از اینکه گریه بر مولا کنم یا شب قدر تو را احیاء کنم باید اول مثل طفل گم‌شده رو به سوی مادرم زهرا کنم نام زهرا، آبروی سائل است نام زیبایش، کلید مشکل است ما که دل بر یک نگاهش بسته‌ایم نام زهرا، حک شده روی دل است روح و ریحان رسول خاتم است جان اگر قربان او گردد کم است روزی ما را که داده، دائماً ... چادرش روزی‌رسان عالم است حیف، نامردی امانش را گرفت غربت مولا، توانش را گرفت آه در اوج جوانی، روزگار ... آمد و یک‌دفعه جانش را گرفت هیزم و دود و هجوم و در شکست در شلوغی پهلوی مادر شکست در شلوغی‌های کوچه ناگهان بازوی صدیقه‌ی اطهر شکست کار دست مشرکین افتاده بود از رکاب دین، نگین افتاده بود ای خدا، این غم کجا باید برم؟! مادرم روی زمین افتاده بود دست‌بسته مرتضی را می‌بَرند حضرت شیر خدا را می‌بَرند شاهدان عینی روز غدیر جانشین مصطفی را می‌بَرند [شب هجدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۶] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه شب قدر است، بی‌قرارم من کوهی از دردِ بی‌شمارم من ای خدا شاهدی که جای دگر جز درِ خانه‌ات، ندارم من جز تو از غیر، نا امیدم من خیری از غیر تو، ندیدم من هرکجا رفته‌ام، مرا پس‌زد بازهم محضرت رسیدم من بی‌تو من، واقعاً ضرر کردم آمدم تا دوا کنی دردم این محال است که اجازه دهی از درت نااُمید برگردم ای خدای علی، مرا دریاب بنده‌ی توبه‌کرده را دریاب قسمت می‌دهم به جان علی بنده را، بی‌بروـ‌بیا دریاب آمدم زار زار گریه کنم همچو ابر بهار گریه کنم آمدم تا خود سحر، امشب بر غمی بی‌شمار گریه کنم شب آخر، چه پُرتلاطم بود بغض در بین سینه‌اش، گم بود بعد سی سال، دوری از زهرا خسته از حرف‌های مردم بود شب آخر، به فکر زهرا بود فکر راحت شدن ز دنیا بود واقعاً بعد فاطمه، مولا ... بی‌پناه و غریب و تنها بود شب آخر، پُر از هیاهو بود فکر پهلو و دست و بازو بود به گمانم، که لحظه‌ی افطار یاد آن زخم کنج اَبرو بود آسمان را نگاه کرد، گریست سینه را غرق آه کرد، گریست اسدالله، فاتح خیبر ... روزمان را سیاه کرد، گریست باز هم آه مضطرش را داشت خاطرات مکدّرش را داشت زودتر از همیشه مسجد رفت شوق دیدار همسرش را داشت وقت پایانِ هجر از یار است وقت رفتن به سوی دلدار است گفت آرام زیر لب با خود به گمانم که وقت دیدار است سر سجاده «ربّنا» می‌گفت زیر لب «ای خدا خدا» می‌گفت در دل سجده‌های طولانی داشت از وصل آشنا می‌گفت تیغ آمد، شکست فرقش را گفت با ضرب تیغ، یا زهرا ای خدا رستگار شد حیدر رفتم از دست مردم دنیا [شب نوزدهم ۱۴۰۴.۱۲.۱۷] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn
🎵 نسخۀ صوتی قطعه به‌نام ایزدِ منّان، خدای لَم یَزَلی به‌نام ختمِ رُسُل، نورِ مُطلقِ اَزَلی رواست تا که بگوید خودِ خدا، وَر نَه زبان، چگونه بگوید مدیحِ نامِ علی؟! کسی که منشأِ نور است، پای تا سَرِ او ملائکه، به تواضع نشسته محضرِ او هزار مرده کُند زنده، خاک نَعلینش تمام عالمِ هستی فدای قنبر او قسم به ذاتِ خداوندیِ خدای علی که خلق کرده جهان را خدا برای علی به آیه‌آیه‌ی قرآن اگر نگاه کنی نوشته است به هر آیه‌اش ثنای علی علی امامِ امامان، علی ابوالسّادات صلات حُبِّ علی و علی است عینِ صلات نمازِ بی علی، اصلاً کجا به کار آید؟! علی است مُهر خدا بر قبولیِ طاعات ولایتش شده معیارِ سنجشِ ایمان «علی علی» است، همه آیه‌آیه‌ی قرآن کسی بدون علی رَه به هیچ‌جا نبَرَد که اوست راه نجات تمام گمراهان «علی علی» اسدالله، «علی علی» حیدر «علی علی» همه نور و «علی علی» صفدر به کوریِ همه‌ی دشمنان و بی‌خردان علی است بعدِ نبی، جانشینِ پیغمبر کسی به امر الهی عمل نکرد، اما جدا شدند ز راهش، مقرّبین حتی تمام عمر، در آن شهر، داغ غربت دید فقط دلش به که خوش بود؟! همسرش زهرا چه زجرها نکشیده، امام مظلومان شنید از همه‌کس، حرف تلخ، زخم‌زبان امام امّت اسلام، منزوی شده بود نشسته بود به منبر، رئیس فتنه‌گران نشسته بود به منبر کسی که مغرض بود کسی که آمده اسلام را کُند نابود کسی بعد هزار و چهارصد سال از تنور کینه‌ی او سر زده ست قوم یهود کشید نقشه‌ی شوم سقیفه را آخر نکرد رحم به اولاد پاک پیغمبر کدام سمت نشستی رفیق؟! صادق باش میان بُت‌کده؟! یا بین خانه‌ی حیدر؟! بگیر عبرت از آن فرقه‌ای که با برهان زدند تیشه به اسلام، تیشه بر قرآن روا مدار که بیعت کنی به آل یزید مباد پشت کُنی بر حقیقت ایمان به انحراف کشاندند، فقه را حکّام زدند شعله‌ی آتش به پیکر احکام جماعتی که همه مدعی دین بودند زدند فاطمه را تا نباشد این اسلام کسی به داد دل همسر علی نرسید کسی نگفت که محسن چرا شده‌ست شهید؟! برای دفعه‌ی چندم، میان شهر نبّی زدند فاطمه را، دست از علی نکشید [شب بیستم ۱۴۰۴.۱۲.۱۸] کانال‌متن‌اشعارمداحی‌های‌حاج‌ابوذر‌بیوکافی ▫️ Biukafi_Matn