هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
آریس، مگه نگفتی دیگه برات مهم نیست و تموم شده؟ داری بهش فکرمیکنی که.
Blue².
به پایان آمد این رویا ، جهانم در غمت باقیست .
https://eitaa.com/shahid_jan/1235
نمیشود بنویسم یادت افتادم
ب قدر از ثانیه حتی نرفتی ز یادم :).
Blue².
عزیزِ غایبِ من، این روزها کارِ من شده است فرار؛ فرار از کوچههایی که نامِ تو را بر پیشانی دارند، فرا
ما فرار کردیم و نرسیدیم
عمریست در پی دویدن و فرار کردنیم
اما مگر اسیری که جایی برای رفتن نداشته باشد فرار میکند؟میایستد و تحمل میکند،چرا که تحمل درد عذاب راحت تر از درد بیکسی است..
دیگر نمیتوانیم به خورشید خیره شویم،گناهان مان پنهان نمیشوند،ما دیگر مالامال لبریز از گناهیم
حالا دیگر به کجا فرار کنم؟تورا در میان کدام جنگل بجویم؟
حالا دیگر تو رفته ایی و من تنها و طفلکانه به رد زخم هایت مینگرم،اما این بار زخم هایی که تو بر تنم زدی،زخم هایی که دیگر سم انگور آرام شان نمیکنند..
دیگر میسوزم و میسازم،چرا که اشک ریختن در برابر غم جانکاهم ناچیز است.. انگار جنگلی سوخته ام که بخواهم خود را با سطلی آب آرام کنم،مسخره است..
پس میسوزم و خاکسترم را برایت میفرستم
به آن امید که روزی با نسیمی تورا در آغوش بگیرد.
#خودنویس