از روابط انسانی پیچیده خوشم نمیاد. هرچیزی که لازم باشه براش دروغ گفت، سیاست بخواد و احساسات واقعی رو پنهون کرد، ارزشش نداره.
من خودم ٢٠ و چند سالمه، استخون و مفاصلم ۷۰ سالشونه و روح و روانمم که نگم براتون.
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چه ضعیف و کمتوان هستم،
به این فکر کن که من تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم؛
که روی غمگینم را نشانت دادم.
بخواهم او را توصیف کنم باید بگویم:
رنگِ او آبی بود. یک آبیِ کمرنگ، یک آبیِ غمگین و آرام، مثل رودخانهای کوچک در دل یک جنگل.