بارها غم به تو گفتیم، زِ ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آنست که خاموش کنیم
- هلالی جغتایی
『اَفکارِ آبي』
- چای می نوشم که با غفلت فراموشت کنم
چای می نوشم ولی از اشک فنجان پر شده
『اَفکارِ آبي』
「 چرا دیگر برایَم نامه ننوشتی ؟
نامهرسان در راه مُرد ، یا من در قلب ِ تو؟ 」
『اَفکارِ آبي』
هدایت شده از شاعروچایی؛
هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد
آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد