اگه کسی بهت نگفته بزار من بگم
اون اتفاقی که خیلی وقت پیش برات افتاد و تو هنوز بابتش ناراحتی تقصیر تو نبود
تو اونموقع بلد نبودی،رهاش کن":)!
که یهو گفت: 《به زمان احتیاج دارم که بهتر شم》
که خیلی عجیب بود...
چون از اون ماجرا خیلی وقت بود که میگذشت!
یه دیالوگی هست که میگه:
خوشبختی بدون بدبختی معنی ای نداره،اگه آدما همیشه خوشبخت بودن هیچوقت قدر خوشبختی رو نمیدونستن:)
ایستادهام
و کسی هم
نمیداند
این بنای
به ظاهر محکم
چقدر در
آستانهی
فرو ریختن
است .
[بزرگترین ترسم اینه که در آینده هیچی نشم چون الان دارم سعی میکنم همه چی باشم.]