بعضی دلتنگیها فقط دلات را تنگ نمیکند
جهان با این بزرگی برای تو کوچک میشود. . .
اگر روزی از من بپرسند او که بود؟!
خیلی کوتاه و مختصر خواهم گفت :
او باقی جانم بود:))
نه از شناختنش پشیمانم ،
نه از دوست داشتنش ؛
چنان لبخند میزد. . .
چنان میگفت : جانم
که اگر دوستش نمیداشتم پشیمان میشدم.
گاهی. . .
دلتنگی آنقدر شدت میگیرد
که حس میکنی تمام هوا را بلعیدهای ؛
اما باز هم نفس کم میآوری.
«بگذار تمام دنیا فریاد بزنند که خطاست.
بگذار عقل و منطق ، حساب و کتابشان را جلوی پاهایم پهن کنند.
بگذار همه بگویند کور شدهای ، دیوانه شدهای ، راه را گم کردهای.»
من اما هنوز در میان این همه هیاهو یک چیز را خوب میدانم :
"تو تنها راهی هستی که دلم ، بیتقلا و بیترس آن را انتخاب کرده است"
شاید روزی خودم را هم از یاد ببرم...
شاید نامم از حافظه روزگار پاک شود..؛
شاید حتی ندانم که صبحها از کدام طرف طلوع میکنند..؟
اما تو را نه!!!
حتی اگر تمام خاطراتم خاک شوند ، نام تو با خطی زرین بر سنگ قبر دلم حک خواهد ماند:)