در جمع فرزندانش میفرمود:
حسن و حسین چشمان من هستند، و محمدحنیفه بازوی من است؛
اما تو عباس؛))
عباس را به سمت چپ سینهاش فشار داد؛
به طوری که عباس صدای قلب پدر را شنید،
و چشمانش را بست>>
محمدحنیفه آرام خندید، و نزدیک گوش حسین گفت:
معلوم شد عباس قلب پدرت است❤️🩹🙂:)))
+عباسم ! ستوناستوارهستیام !
-شرمسارمازاینحالوروزمولایم !
کمتریناقتضایادبایستادنتمامقدپیشپای
شماست .
+اینپیکربهخوننشستهاتاستادایستادگیاست وهمهمردانعالمرامعلممردانگی ..!
-جانمفدایچشمهایتانچراگریهمیکنید ؟!
+چهآوردهاندبرسرتنهاذخیرهاخوتم !
عباسمن ! دستهایتکو ؟!
-بهشوقدیدارشمادستوپاگمکردهام .
+سرت ؟! چهبهروزسرتآمدهعباس ؟
-سرراچهمنزلتپیشپایعشقشما ؟!
+بگذاراینتیغهاوتیرهاراازتنوبدنتبیرون بکشم.
-اینهانشانههایعشقشماستبرپیکرمن ؛
عمریچشمانتظاردریافتایننشانههابودهام .
+چشمانت ! چهکردهاندباچشمهایتواینبیچشم وروترینخلقعالم ؟!
-دستاگرمیداشتمایندوچشمرازیرپایتانفرش میکردم .
+بهجایایندودستدوبالدربهشتخواهییافت
بهشتزیربالهایتوخوادبود.
-آندوبالراهمپیشپایشماپهنخواهمکرد . بهشتمنچشمهایشماست ...
-راستیچهبزرگیشماایحضرتحسین !
کهسراغیازمشکوآبنمیگیری💔!..
+درمقابلدریایوجودتوآبچهمحلیازاعرابدارد ؟
حیاتهمهآباستوتوحیاتبخشآبیعباسمن !
عقیق مادحین253269_932.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
#مداحی
با صدای آقایان
پویانفر، هلالی، فصولی
پناهگاه منی🥺🖤
.
.
عزاداری هاتون قبول 🫂
.