محمد حسین حدادیانenc_17231376625901940087605(1).mp3
زمان:
حجم:
3.8M
+ گفتمباچشمتر؛ مستیاسمبابامونبر . .
_ خباینوگفتیچیشد ؟
+ تااینوگفتمشددردسر؛ سیلیخوردمجایچندنفر ..🙂💔
بُکاءالحسِیـن .
﷽
↻آنچہامروز گذشت . .
لفندهرفیقبمونۍقشنگتره!
وضـویـٰادِتوننَـرھ••
شَبِـتونمنـوَربھنـورخُـدا••¡ッ
اِلتمـٰاسدُعـٰا!••
یـٰاعَـلۍمَـدد..••!ッ
هدایت شده از - افکار ِسرگردان .
عشق ِامامحسین کاری باهات میکنه ؛
ك حتی برای ِقدم هایی ك داری به سمت ِ
هیئت ورمیداری هم ذوق کنی : ))))
محمد حسین پویانفرenc_17201435838193743916872.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
[بانگعزاآمدهازعرش
میرسدازکرببلانور
نورخدانورحسیناست
نورعلینورعلینور]
سهساله سیدالشهداء
عادت داشت که هر روز،
سجاده پدر را خودش میآورد
و پهن میکرد،
تا آن حضرت نمازش را بخواند.
غروب عاشورا هم به عادت هر روز،
سجادهی بابا را انداخت
و منتظر نشست که بابایش بیاید؛
در همین حین شمر ملعون وارد خیمه شد
آن نازدانه به او رو کرد، و فرمود:
آیا پدرم را دیدهای؟!
آن ملعون که میدانست
او دخترِ حسینﷺ است،
به غلامش دستور داد که او را اذیت کند.
غلام حرکتی نکرد!
شمر که عصبانی شده بود
خودش جلو آمد،
و سیلی به صورت مبارک رقیهسلاماللهعلیها زد...