بُکاءالحسِیـن .
سلام علیکم . داریم نزدیک میشیم به شهادت حضرت رضا، برای کسایی که دلتنگن مینویسم. هر حرفی که ته
خانوم سماويه هم بهدادمون رسيدن : )
هدایت شده از - تعلق -
گوشه اتاق نشسته بود.
او تقریبا داشت جان میداد.
غمش بسیار و دلخوشی اش اندک بود.
او مجبور به ادامه دادن بود.
میخواست نباشد.
درد میکشید.
افسرده بود.
بُکاءالحسِیـن .
﷽
↻آنچہامروز گذشت . .
ݪفندهرفیقبمونۍقشنگتره!
وضـویـٰادِتوننَـرھ••
شَبِـتونمنـوَربھنـورخُـدا••¡ッ
اِلتمـٰاسدُعـٰا!••
یـٰاعَـلۍمَـدد..••!ッ