ولي من خستگياي كه بخاطر هيئت به وجود مياد رو ،
حقيقتا با هيچي توي اين عالَم عوض نميكنم : ) .
يادمه دو سال ِ پيش هم حوالي همين ساعتا ؛
آسمون گريهش گرفته بود و رعد و برقها نشون از پُر درد بودن ِ دل ِ آسمون ميداد .. اون روزا خطاب به شهيد رئيسي ميگفتم ؛ ميبينين آقا سيد ؟ آسمون هم از داغ ِ شما مثل ما ميباره و حال و هواش ابريه ..