eitaa logo
بُکاءالحسِیـن .
1.9هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
3هزار ویدیو
18 فایل
[ بِسـمِ‌اللّٰه ؛ ] بُکـاء به‌معناي‌ گريهٔ‌ پُر ثواب ، مانند ِ أشك‌ بر سیدالشهداء . من‌ميگم ، الٰهي‌ تموم‌ گریه‌ هامون‌ بُکـاء باشه * - وقف ِ پيشگاه حضرت صاحب ' عج .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از عقیق
69.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬چند قدم با در ما در این دریا هیچ هیچیم چه کسی می تواند در دنیا این سفره را پهن و عالم به او لبیک بگوید این قدم ها به برکت امام زمان عج است گفت و گویی متفاوت با این مداح اهل بیت درباره حال خوب . 🔹موکب خرده روایت‌های تصویری عقیق از ۱۴٠۳ با ما همراه باشید ✅کانال عقیق @aghigh_ir
بُکاءالحسِیـن .
#رمان #رمان_رفیق_مثل_رسول #شهید_رسول_خلیلی #پارت_پنجاه_و_سه ما بعد از ظهر راه افتادیم.فکر کردیم تا
درختی نبود که بخوابیم چادر رو بهش ببندیم.برای همین شب دوم زیر انداز داشتیم،چادر نداشتیم.فکر کنید بالای ارتفاع،رسول گفت:«مجید و احسان بین ما بخوابند که مراقبشون باشیم».اون شب از رطوبت و سرما به سختی تونستیم یکم بخوابیم.موقع نماز صبح رسول با تمام انرژی بیدار شده بود.عکس ها هم هست.واقعا ما دلمون میخواست یکم بخوابیم ولی با اجبار رسول بیدار شدیم. واقعا بهشت به اجبار بود دیگه.هر بهانه ای می آوردیم برای رسول،قابل قبول نبود.بلند شدیم نمازمون رو خوندیم.اون موقع صبح رسول سرحال ایستاده بود و از همه چی عکس می‌گرفت.با بچه ها بهش می‌خندیدیم، گفتیم:رسول دوست داری یه عکس موقعی که داریم پرتت میکنیم پایین ازت بگیریم؟»پشت دست زدم و گفتم:«خیلی نامردید؛یعنی فقط من مقصر بودم.حالا جلوی آقا مرتضی هیچی نمیگم».همان روز برایشان از یک ماشین هم آدرس پرسیدم و هم نان بربری گرفتم.فکر کنم سیب زمینی داشتیم،کباب کردیم با نان خوردیم». مجید گفت:«البته رفتیم برقان.کلی باغ رو رد کردیم تا رسیدیم به یه رودخونه.پاهامون پر تاول‌شده بود.رسیدیم فقط چند دقیقه پاهامون رو گذاشتیم توی آب.واقعا خستگیمون رفت.حالا تازه هوشیار شدیم که کجا هستیم. رسول و فرید رفتند.ماست محلی و نون خریدند.خیلی بهمون مزه داد.من و احسان تمام مسیر به حرف رسول و فرید گوش دادیم؛با اینکه سخت بود؛اما خیلی خوش گذشت».نگاهی به فرید کردم و گفتم:«ببین.یاد بگیر،نون و ماست یادش مونده!».آقا مرتضی تشویقمان کرد و به همه‌ی ما گفت:«اینکه تو شرایط سخت باهم متحد باشید،
بُکاءالحسِیـن .
↻آنچہ‌امروز گذشت . . لف‌نده‌‌رفیق‌بمونۍ‌قشنگتره! وضـویـٰادِتون‌نَـرھ•• شَبِـتون‌منـوَربھ‌نـورخُـدا••¡ッ اِلتمـٰاس‌دُعـٰا!•• یـٰاعَ‌ـلۍمَـدد..••!ッ
بُکاءالحسِیـن .
#رمان #رمان_رفیق_مثل_رسول #شهید_رسول_خلیلی #پارت_پنجاه_و_چهار درختی نبود که بخوابیم چادر رو بهش ببن
اطاعت کنید،همراه باشید،خیلی مهمه،شاید آقا رسول یا آقا فرید،جایی هم ترسیده باشند یا تصمیم اشتباهی گرفته باشند؛اما این با هم بودن تونسته به چهار نفر شما کمک کنه و این توی سن و سال شما یه اتفاق خوبه.این طوری به قواعد کار گروهی عادت میکنید».آقای ساسانی از وسط‌های ستون شروع کرد به مداحی؛شعری که میخواند در مورد حرم امام رضا علیه السلام بود.کم کم همه ما شروع کردیم به همراهی.پژواک صدا،نشاط زیادی به ما داد.به ساعتم نگاه کردم،دقیقا هشت صبح بود.تقارن ساعت هشت و مداحی برای امام رضا علیه السلام از خوش سلیقگی آقای ساسانی بود و یک حس شیرینی برای من داشت.چشم هایم را بستم،برای لحظه ای دست هایم را به ضریح طلایی امام رضا علیه السلام دخیل بستم.یک درد و دل خودمانی با آقاجانم داشتم،قبل آن فرج حضرت صاحب الامر (عج)را خواستم تا دعای من بیشتر به استجابت نزدیک شود.حدود ساعت نه صبح رسیدیم به نقطه ای که مشخص شده بود.آقای فلاحیان برای ما چند دقیقه ای صحبت کردند و بعد هم صبحانه و استراحت.بعد صبحانه ذوق و شوق ما بیشتر بود.مسیر را سریع طی کردیم.قرار بود بعد از پیاده روی برویم پل بیلقان برای کار راپل و این بهترین قسمت کوهنوردی امروز بود.وقتی رسیدیم آقا مرتضی همه چیز را کامل چک کرد؛مثل همیشه کلی هم توصیه کرد.این بزرگترین حُسن آقا مرتضی بود.گاهی با روح الله که حرف می‌زدیم؛ بهم میگفت:«برای راپل خیالم راحته؛چون مربی خوبی بالای سرت بوده».
<به‌نام‌خدای‌او> معرفی میکنم 📢 📌 اینجا چنل چندتا دختر دهه هشتادی مهربون و عاشق شهادت 👀 و دوست دار اهل بیت☺️ که توی کانالش همه چیز پیدا میشه ❤️‍🔥 محفل های زیبا و رمان هایی که قراره تو کانال بزاره عالیه😍 https://eitaa.com/mashghi_ir هر کی نیاد ضرر کرده 😅😌 نذر لبخند اقامون صلوات 🫀
اگر عمر من به دردت میخورد.. همه اش سهم شما.🙂💔 اقای امام زمان..
یادمان باشد: به خاطر جونمون از عقاید و دین و اسلام و کشورمون نگذریم و مثل برادران مون تا آخرین قطره خون حتی لحظه مرگ حواسمون بهشون باشه شهادت را به بهاء میدهند نه به بهانه
گناه‌دیروز‌تو‌...!!🥀 گناه‌امروز‌من...!!💔 گناهای فردای ما...!!🥀 چہ‌خبره؟! خجالت نمیکشیم ؟؟ تا کی ؟؟ پس‌‌قلب‌امام‌‌زمان‌چی میشی💔؟! ‌پس‌تڪلیف‌چشمای زیبا‌و‌اشکای مولامون‌چی میشه...🖤! تاڪی بایدایشون‌به خاطر‌گناهای ما‌اشڪ‌بریزن...😔! هر‌وقت‌خواستےسمت‌گناه‌بری... بگوامام‌زمان‌به اندازه‌ی ڪافی وحتےٰبیشتر‌بہ‌خاطر‌گناهای افراددیگہ‌زجرمیکشہ‌ و‌اشڪ‌میریزه‌...😔! پس‌دیگہ‌من‌به اشڪای مولا‌اضافہ‌نڪنم...💔! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🥀💔.۰ محمدهادی تو راه اربعین یہ چفیہ رو سرش مینداخت تا چشماش نامحرم نبینہ ... اعتقادداشت‌ومیگفت: با نگاه بہ نامحرم ؛ راه شهادت بستہ میشہ .
بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم🫧🩵 ۞اَللّهُمَّ۞ ۞کُنْ لِوَلِیِّکَ۞ ۞الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ۞ ۞صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ۞ ۞فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة۞ ۞وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً۞ ۞وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ۞ ۞طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها۞ ۞طَویلا۞
بسیج‌فقط‌متعلق‌میدان‌نظامی‌نیست؛ بلکه‌برای‌همه‌میدان‌هاست. بسیج‌درهمه‌ی‌میادین‌ازجمله‌علمی ومادی‌بایدحضـورداشته‌باشد . . ! -حضـرت‌آقـا