وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم؛
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند. یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت کنار گذاشتم. قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودن است، ولی در واقع این به معنای وفاداری به خویشتن است..
_كيم مك ميلن
تنها وضعیت وحشتناکتر از کوری این است که تنها فرد بینای جمع باشی.
_کوری ؛ ژوزه ساراماگو
@BookTraphy والدین وحشتناک.pdf
حجم:
2.1M
والدین وحشتناک ؛ ژان کوکتو
خلاصه کتاب: کوکتو در این نمایش نامه به شرح زندگی یک خانواده چهار نفره می پردازد. نفر پنجم که قرار است بنابر نظر پسر خانواده به آنها اضافه شود یک زن جوان بیست و پنج ساله است. شخصیت ها عبارتند از: میشل پسر جوان خانواده، ایوون مادر میشل، جورج پدرمیشل، لئونید (که او را لئو صدا می کنند) خاله میشل و مادلن زن جوانی که میشل به او دلبستگی دارد. کوکتو بنا بر گفته خودش از ذکر اسم فامیلی این خانواده در این نمایش اجتناب کرده و حتی مکالمات تلفنی و ارسال نامه را هم نیاورده است تا هیچ محدودیتی برای شخصیت های نمایش باقی نماند.موضوع نمایش نامه درباره مخالفت پدرو مادر میشل با ازدواج او و مادلن است.رابطه پدر میشل با مادلن مانع اصلی این ازدواج است.
𐙚ै@BookTraphy
غم، هرگز عقب نمینشیند مگر آن که به عقب برانیاش.نمیگریزد مگر آن که بگریزانی اش.
آرام نمیگیرد مگر آن که بیرحمانه سرکوبش کنی.
_چهل نامه کوتاه به همسرم ؛ نادر ابراهیمی