گویی کتاب بود... کتابی کیمیا بود... کتابی که در هر کتابخانه ای نبود... کتابی که هرکس توانایی خواندنش را نداشت. کتابی در کتابخانه ای قدیمی،خاک خورده و باارزش ... خاک ها را کنار زدم "غریبه ای آشنا" نامش برازنده اش بود زیرا همان گونه که غریب بود آشنا بود... او کتاب بود و منم عاشق کتاب این گونه بود که در میان ورق هایش گم شدم.. کتابی گمشده زدستانم بودی خط به خطت را سرودم زحال گویی من بودم گمشده ای در میان ورق هایت....
#دلی
, @Book_Play 📓
«کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییدهاند یعنی خلق کردهاند و قدر مخلوق خودشان را میدانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملاً خالق نبودهاند، انقدر خود را به آب و آتش میزنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟»
- سیمین دانشور
#کلامی_از_جان
, @Book_Play 📓
زیاد در خاطرات دیگران کنجاوی نکنید زیرا در خاطرات هر شخص چیزهایی هست که حتی میترسد آنها را برای خودش آشکار کند.
#کلامی_از_جان
, @Book_Play 📓
وقتی با آدمها صحبت میکنی محتاط باش ! تو نباید به مردم اعتماد کنی ، همه از هم بیزارند ! نسبت به هم حسودند و از بدی کردن خوششان میاد. تو اگه بخوای حقیقت را برای اونها بگی ، همه این رو نمیپذیرند ، چون نمیفهمند ، به همین خاطر از تو متنفر میشن و تورو به کشتن میدن !
#تیکه_کتاب
, @Book_Play 📓