من آدم گوشهگیری هستم، از مردم میگریزم؛
دوست دارم مدتی در همان گوشهای که
نشستهام باقی بمانم. نمیدانم، اما آدم در
جایی که به آن عادت دارد، خود را خیلی
راحتتر احساس میکند.
- داستایفسکی | @BookLet ☕️ .
و تو عزیز من
من را از چیزی که بودم بسیار غمگین تر کردی.
- لاادری | @BookLet ☕️ .
بعضی ها هیچوقت نمی فهمند(@ocbooks).pdf
حجم:
1.2M
📚بعضیها هیچوقت نمیفهمند.
👤نویسنده : کورت توخولسکی
. . . . . . . .
خلاصه کتاب 🪐 : طرف صحبت توخولسکی در کتاب بعضیها هیچوقت نمیفهمن!، آن دسته از خوانندههایی است که میخواهند سر در بیاروند بنیآدم چگونهاند. او معتقد است، در این زمینهی خاص تا به حال خیلی کم فکر و کار شده است. چیزی که تا به حال برای آن کلی وقت و انرژی صرف شده، این است که به آدمها بفهمانند آنها چگونه باید باشند. میتوان گفت در تمام آثار ادبی این روزنامهنگار آلمانی میل و هدفی جز نشان دادن «واقعیت آدمها» به چشم نمیخورد که این واقعیت، ممکن است برای خیلیها تلخ و ناگوار باشد.
اگر جویای احوال منی؛
سخت غمگینم
و اگر از سر تکلیف میپرسی، خوبم.
- لاادری | @BookLet ☕️ .
او دوست نداشت که تنها باشد. افزون بر این، علاقه ای به بودن در کنار مردم نداشت.
آلیو کیتریج | @BookLet ☕️ .
ناتوان Dehkadehketab.pdf
حجم:
62.2M
📚ناتوان
👤نویسنده : لورن رابرتس
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب : در سرزمین ایلیا، هیچ جرمی خطرناکتر از معمولی بودن نیست! سرزمینی که بیماری طاعون بزرگی را پشت سر گذاشته و به اکثریت بازماندگانش، قدرتهای ماورا الطبیعی داده است. قدرتهایی نظیر کنترل کردن آتش، جابهجایی اجسام، کنترل کردن بقیه و … اما این در حالی است که پادشاه ایلیا فقط افرادی که قدرتهای ماورائی دارند را لایق زندگی کردن دانسته و افراد عادی را مستحق مرگ میداند.
روزی با خود فكر میکردم اگر او را با غريبه
ای ببينم، دنيا را به آتش میکشم. اما، امروز
حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او
كجاست و چه میکند.
- دافنه دوموریه | @BookLet ☕️ .