آدمها تا حدِ مردن،
از خود خستهات میکنند،
ترکت نمیکنند؛
اما مجبورت میکنند ترکشان کنی.
آنگاه میشوی بندهی سر تا پا خطاکار!
- هوشنگ ابتهاج | @BookLet ☕️ .
ولی اون دختر و پسرایِ شیفتهی کتاب :)))
- حرفایی که کاش میزدم | @BookLet ☕️ .
شبهای سپید(@ocbooks).pdf
حجم:
1.7M
📚شبهای سپید
👤نویسنده : فئودور داستایفسکی
. . . . . . . .
خلاصه کتاب 🪐 : داستان بلندی از فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی نویسنده روس، که در 1848 انتشار یافته است و، از نظر زمانی، دومین اثر این نویسنده بزرگ است، اثری که خود داستایفسکی، در یکی از نامه هایش، آن را «رمان احساساتی» تعریف کرده است. مع الوصف با توجه به بافت غیرواقعی آن، درست تر این است که «تفنن رمانتیک» خوانده شود.
اگر زنده ماندم
و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم،
برایت تعریف می کنم که این روز ها
چقدر سخت و دیر و دور گذشت...
- کیمیا رجبی | @BookLet ☕️ .
که حال خوب برایم فراهم نمیشود
مگر در تنهایی و به دور از آدمها.
- حرفایی که کاش میزدم | @BookLet ☕️ .
پنج قدم فاصله (@ocbooks).pdf
حجم:
28.7M
📚پنج قدم فاصله
👤نویسنده : ریچل لیپینکات
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب : در مورد دو نوجوان مبتلا به فیبروز کیستیک (CF) است که با اولین عشق زندگیشان و عدم اطمینان از آینده خود سر و کار دارند. استلا یک فرد کمکی سازمانیافته است که زندگی خود را منظم کرده و داروها و درمانهای خود را به طور موثر مدیریت میکند. اما ویل کاملاً عکس او عمل می کند.
هستی اما کمرنگ!
حرف میزنی اما تلخ!
محبت میکنی اما سرد!
چه اجباریست دوست داشتنِ من؟!
- فريبا وفی | @BookLet ☕️ .