_عباس معروفی🖋
🍁_عباس معروفی در کتابهایش دست به خلق دنیاهایی میزند که پس از ورود به آنها به سختی میتوان همان آدم سابق باقی ماند،
از ستارگان درخشان ادبیات فارسی است که هرگز این درخشش فروکش نخواهد کرد.
از شاگردان هوشنگ گلشیری بود؛
📚_ و در دهه ۶۰ و ۷۰ رمان های زیادی با موضوع عشق فقدان تبعید و مبارزه ستاره ی ادبیات معاصر شد
📌_در سال 1374 عباس معروفی به دلیل فشار های امنیتی بعد از توقیف آثارمجبور به ترک ایران شد. او به پاکستان و سپس به آلمان رفت
مدتی به عنوان مدیر شبانه یک هتل کار کرد.
در ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ بر اثر بیماری درگذشت
سحرخیزی قرار است منبع الهامی برای شما باشد تا روزی که پیش روی خود دارید، با کمک آن برنامهریزی کنید و بچینید. با استفاده از راهکارهایی که در این کتاب و در خلال گفتگوها بیان شده است، شما ابزاری برای خلاقیت پیدا میکنید و در عین حال آرامش را هم به دست میآورید. رابین شارما در باشگاه پنج صبحیها داستان دو غریبه را روایت میکند که با یک میلیاردر بزرگ آشنا میشوند و پیشنهادهای او را برای دستیابی به موفقیت همهجانبه در زندگی میپذیرند. نکات ارائهشده در این کتاب کاملاً ساده و قابل اجرا و در عین حال بسیار تأثیرگذار است و خوانندگان را قادر میسازد از روز، هفته، ماه، سال و عمر خود به بهترین نحو ممکن بهرهگیری کنند و نتایجی عالی در زندگی حرفهای و شخصی خود رقم بزنند.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
کتاب هزار و یک شب، مجموعه ای ارزشمند و جاودان از داستان های عامه ی مردمان خاور میانه در عصر طلایی اسلامی است. در داستان این کتاب، پادشاه شهریار هر شب، همسر جدید خود را می کشد چرا که می ترسد همسرش با گذشت زمان از دوست داشتن او دست بکشد. اما عروس جدید او، شهرزاد، نقشه ای هوشمندانه برای نجات جان خود در سر دارد. داستان های شبانه ی او، درباره ی سندباد، علی بابا و بسیاری از قهرمانان و ضدقهرمانان دیگر، آن قدر جذاب اند که شهریار را وادار می کنند دوباره و دوباره مرگ شهرزاد را به تعویق بیاندازد.
_ پیشنهادی خودم💘
دریافتفایلرایگاناینکتاب📥
داستان قلب ضعیف ماجرای واسیا شومکوف، کارمند ساده و دونپایهای است که با رفیق خود آرکادی ایوانوویچ زندگی میکند. واسیا بهتازگی تصمیم به ازدواج گرفته است و در همان حال با وظایف و فشار کاری سنگینی دستوپنجه نرم میکند که رئیساش به او سپرده است. طیف گستردهای از غلیان احساسات پرشور در طول داستان همسو با احساسات قهرمان آن، یعنی واسیا، خیز برمیدارد و اوج میگیرد. احساسات افسارگسیخته، خام و رقیق که ممکن است شدت و حدتشان خواننده را هم در مقطعی دیوانه و مجنون کند. داستایفسکی همچون بسیاری از داستانهایی که در دورهی جوانی میآفرید، در این داستان نیز به بررسی زندگی کارمند ساده و ابعاد گوناگون این زندگی میپردازد و مفهوم قدرشناسی وسواسگونه و بتسازی از افراد را میکاود. مفهومی که به اطاعت دائم و حتی خودآزاری برای جلب رضایت و اندکی توجه از سرپرست میانجامد. عملی که سرانجامی جز دیوانگی ندارد!
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
ال. جی. اسمیت در مجموعهٔ خاطرات خونآشام از عشق، روابط خونی، رفاقت، آمال و آرزوها، قدرت، انتقام و فداکاری گفته است. شخصیت اصلی این داستان «الینا گیلبرت» نام دارد که ماجراهای سختی را پشت سر گذاشته است. داستان این مجموعه زمانی آغاز میشود که «استفان سالواتوره»، پسری عجیبغریب با رازهایی اسرارآمیز وارد مدرسهٔ الینا میشود. داستان در شهر کوچک فلس چرچ در ویرجینیا رخ داده است؛ شهری که در اوایل قرن نوزدهم کشف شد و در جریان جنگ داخلی تا مرز نابودی پیش رفت.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
کتاب عهد بیرحمانه دومین کتاب از مجموعه نامه های افسون اثر ربکا راس است. این کتاب نتیجه داستانی به شدت عاشقانه و زیباست که از «رقبای الهی» آغاز شد. دو هفته از بازگشت آیریس وینو با کبودی و دل شکسته از جبهه به خانه می گذرد، اما جنگ هنوز به پایان نرسیده است. رومن گم شده است و شهر اوث همچنان در حالت ناباوری و جهل به سر می برد. وقتی به آیریس و آتی فرصت دیگری داده می شود تا از حرکات داکر گزارش دهند، هر دو از این فرصت استفاده می کنند و با وجود خطر یک بار دیگر به سمت غرب حرکت می کنند.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
آنا کارنینا یکی از مشهورترین رمانهای کلاسیک متعلق به دوران طلایی ادبیات روسیه، در سال ۱۸۷۸ توسط لئو تولستوی بزرگ نوشته شده است. آناکارنینا برخلاف «جنگوصلح» که فضایی خشک و خشنِ مرتبط به جنگ دارد، درونمایهای عاشقانه و اجتماعی بهسبک تراژدی دارد که از زبان راوی سومشخص و مجهول نقل میشود. «آناکارنینا» تنها یکی از شخصیتهای اصلی کتاب است که تأثیر بسیاری بر روند داستان میگذارد، اما این داستان بر مبنای اتفاقاتی که بین اشخاص مختلف داستان صورت میگیرد و با چندین محوریت پیش میرود. آناکارنینا در واقع یکی از شاخههای فرعی این محوریتها است. بقیۀ داستان دربارۀ فردی به نام «لوین» است. این دو شخصیت در داستان رابطۀ دورادوری با هم دارند. آنا کارنینا خواهرِ دوست لوین است. در طول داستان، این دو شخصیت فقط یک بار و در اواخرِ داستان با هم روبهرو میشوند؛ پس این رمان فقط به زندگی آناکارِنینا اشاره ندارد و در آن به زندگی و افکار شخصیتهای دیگرِ داستان نیز پرداخته شده است. آنا نام این زن است و کارِنین نام شوهرِ او است و او به مناسبت نام شوهرش آناکارنینا (مؤنثِ «کارِنین») نامیده میشود.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
قرنهاست که هیچ پری از فصل گرم به جنگلهای زمستانی پا نگذاشته و کلاریون، با وجود ترس دیگران از هیولاهای یخزده، از زیبایی زمستان کنجکاو است. او در آستانهی تاجگذاریاش، وقت چندانی برای رویاپردازی ندارد. زمانی که خبر هیولایی که از زمستان به بهار عبور کرده به قصر میرسد، کلاریون این تهدید را فرصتی برای اثبات شایستگیاش میبیند. اما به جای هیولا، با میلوری، یک نگهبان جوان جنگلهای زمستانی آشنا میشود و رابطهای غیرمنتظره شکل میگیرد. با عمیقتر شدن این اتحاد، آنها متوجه میشوند که یک پری فصل گرم و یک پری زمستانی نباید با هم باشند و هزینهی این ارتباط میتواند به اندازهی هیولاهای جنگلهای زمستانی خطرآفرین باشد.
📥دریافتفایلرایگاناینکتاب