ال. جی. اسمیت در مجموعهٔ خاطرات خونآشام از عشق، روابط خونی، رفاقت، آمال و آرزوها، قدرت، انتقام و فداکاری گفته است. شخصیت اصلی این داستان «الینا گیلبرت» نام دارد که ماجراهای سختی را پشت سر گذاشته است. داستان این مجموعه زمانی آغاز میشود که «استفان سالواتوره»، پسری عجیبغریب با رازهایی اسرارآمیز وارد مدرسهٔ الینا میشود. داستان در شهر کوچک فلس چرچ در ویرجینیا رخ داده است؛ شهری که در اوایل قرن نوزدهم کشف شد و در جریان جنگ داخلی تا مرز نابودی پیش رفت.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
کتاب عهد بیرحمانه دومین کتاب از مجموعه نامه های افسون اثر ربکا راس است. این کتاب نتیجه داستانی به شدت عاشقانه و زیباست که از «رقبای الهی» آغاز شد. دو هفته از بازگشت آیریس وینو با کبودی و دل شکسته از جبهه به خانه می گذرد، اما جنگ هنوز به پایان نرسیده است. رومن گم شده است و شهر اوث همچنان در حالت ناباوری و جهل به سر می برد. وقتی به آیریس و آتی فرصت دیگری داده می شود تا از حرکات داکر گزارش دهند، هر دو از این فرصت استفاده می کنند و با وجود خطر یک بار دیگر به سمت غرب حرکت می کنند.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
آنا کارنینا یکی از مشهورترین رمانهای کلاسیک متعلق به دوران طلایی ادبیات روسیه، در سال ۱۸۷۸ توسط لئو تولستوی بزرگ نوشته شده است. آناکارنینا برخلاف «جنگوصلح» که فضایی خشک و خشنِ مرتبط به جنگ دارد، درونمایهای عاشقانه و اجتماعی بهسبک تراژدی دارد که از زبان راوی سومشخص و مجهول نقل میشود. «آناکارنینا» تنها یکی از شخصیتهای اصلی کتاب است که تأثیر بسیاری بر روند داستان میگذارد، اما این داستان بر مبنای اتفاقاتی که بین اشخاص مختلف داستان صورت میگیرد و با چندین محوریت پیش میرود. آناکارنینا در واقع یکی از شاخههای فرعی این محوریتها است. بقیۀ داستان دربارۀ فردی به نام «لوین» است. این دو شخصیت در داستان رابطۀ دورادوری با هم دارند. آنا کارنینا خواهرِ دوست لوین است. در طول داستان، این دو شخصیت فقط یک بار و در اواخرِ داستان با هم روبهرو میشوند؛ پس این رمان فقط به زندگی آناکارِنینا اشاره ندارد و در آن به زندگی و افکار شخصیتهای دیگرِ داستان نیز پرداخته شده است. آنا نام این زن است و کارِنین نام شوهرِ او است و او به مناسبت نام شوهرش آناکارنینا (مؤنثِ «کارِنین») نامیده میشود.
دریافترایگانفایلاینکتاب📥
قرنهاست که هیچ پری از فصل گرم به جنگلهای زمستانی پا نگذاشته و کلاریون، با وجود ترس دیگران از هیولاهای یخزده، از زیبایی زمستان کنجکاو است. او در آستانهی تاجگذاریاش، وقت چندانی برای رویاپردازی ندارد. زمانی که خبر هیولایی که از زمستان به بهار عبور کرده به قصر میرسد، کلاریون این تهدید را فرصتی برای اثبات شایستگیاش میبیند. اما به جای هیولا، با میلوری، یک نگهبان جوان جنگلهای زمستانی آشنا میشود و رابطهای غیرمنتظره شکل میگیرد. با عمیقتر شدن این اتحاد، آنها متوجه میشوند که یک پری فصل گرم و یک پری زمستانی نباید با هم باشند و هزینهی این ارتباط میتواند به اندازهی هیولاهای جنگلهای زمستانی خطرآفرین باشد.
📥دریافتفایلرایگاناینکتاب