ناتوان 🗡
در سرزمین ایلیا، هیچ جرمی خطرناکتر از معمولی بودن نیست! سرزمینی که بیماری طاعون بزرگی را پشت سر گذاشته و به اکثریت بازماندگانش، قدرتهای ماورا الطبیعی داده است. قدرتهایی نظیر کنترل کردن آتش، جابهجایی اجسام، کنترل کردن بقیه و … اما این در حالی است که پادشاه ایلیا فقط افرادی که قدرتهای ماورائی دارند را لایق زندگی کردن دانسته و به آنها برگزیدگان میگویند و افراد عادی را مستحق مرگ میداند.
برای همین مردم عادی با هم متحد شده اند که با این رژیم مقابله کنند و خود را جبهه مقاومت مینامند
پیدین، دختری جوان و دختر یکی از رئیس های جبهه مقاومت و یک دزد خیابانی از محلههای فقیرنشین است که در این دنیای پر از جادو و خطرناک به همراه یکی از دوستانش، آدنا، زندگی میکند. دزدی که هیچ قدرت ماورایی خاصی ندارد و مجبور است خودش را میان افراد قدرتمند مخفی کند. یک شکارچی، که برای زنده ماندن، کارش شکار کردن سکههای جیب اشخاص مختلف است.
اما همهچیز بهواسطهی آشنایی پیدین با شخص مرموزی به اسم کای بهم میریزد. شاهزادهای خوشتیپ و جذاب که در دردسر بزرگی افتاده و پیدین برای نجات جانش، حاضر میشود هویت واقعی خودش را به خطر بیاندازد. غافل از اینکه رقابتی مرگبار در انتظار پیدین است. رقابتی که برای به نمایش گذاشتن قدرتِ برگزیدگان برگزار میشود؛ قدرتی که پیدین فاقد آن است!
اما آیا پیدین میتواند از آن ۶ آزمون جان سالم به در ببرد؟
آیا میتواند احساساتش را کنترل کند و دل باخته مجری قانون آینده؛ قاتل و فرمانبردار پادشاه؛ کسی که تمام مردم از او میترسند نشود؟
آیا میتواند از پادشاه که پدرش را کشته انتقام بگیرد؟
بی پروا 🏹
پیدن گری و کای آزر همچنان در تقابل با احساسات و وظایف خود قرار گرفتهاند. پادشاهی ایلیا در آشفتگی و هرجومرج بسیار است و پیدین گری پس از به قتل رساندن پادشاه و جان سالم به در بردن از محاکمات پاکسازی، مقاومتی را آغاز میکند.
اکنون دیگر هیچ راه بازگشتی به آغوش تنها کسی که میخواست پناهش باشد ندارد و باید از او دوری کند از کسی فرار کند که حاضر بود برایش جانش را بدهد. این درحالی است که کای آزر، سوگند وفاداری به پادشاه جدید ایلیا، یعنی برادرش کیت آذر خورده است و باید پیدین گری را پیدا کرده و به سزای اعمالش برساند.
کای اکنون مجبور است به دنبال کسی بگردد و تن به کاری دهد که هرگز آرزوی چنین کاری را نداشته اصلا او نمیخواست که سرنوشتش اینگونه باشد نمیخواست یک هیولا باشد اما باید دید که در نبرد بین وظیفه و احساس، کدام یک برندهی میدان خواهد بود!
آیا پیدین میتواند از کای فرار کند؟
میتواند قید عشقش را بزند؟
آیا کای میتواند بخاطر انجام وظیفه اش پیدین را دستگیر و به کام مرگ برساند؟
بی باک 👑
بعد از اتفاقات جلد دوم پیدین همراه با کای به ایلیا باز میگردند اما وقتی که پادشاه جدید کیت میخواست او را مجازات کند با جعبه سیاه کوچکی که انگشتر زیبایی در آن بود همه را شوکه کرد!
پیدین مجازات نشد که هیچ بلکه قرار بود با کیت ازدواج کند و ملکه شود!
هیچ کس او را قبول نمیکرد برای همین باید بر ۳ اصل پادشاه قبلی ۳ آزمون را از سر بگذراند. شجاعت؛ مهربانی و بی رحمی
اما کای چه میشود؟
یعنی او باید تا آخر عمر از دور عاشق پیدین باشد و به او خدمت کند؟
اما در این جلد ما به تمام راز های پشت پرده آگاه میشویم که:
طاعون از کجا آمده؟
خانواده واقعی پیدین که بودند؟
آیا کای با کیت واقعا برادر هستند؟
اگر بودند چرا پدرشان این همه تبعیض بینشان قائل میشد؟
مغز متفکر پشت پرده کیست؟
Bootka❄
بی باک 👑 بعد از اتفاقات جلد دوم پیدین همراه با کای به ایلیا باز میگردند اما وقتی که پادشاه جدید کیت
چرا کیفیت عکس ها اینجوری میشه؟ 😭