eitaa logo
Bootka❄
197 دنبال‌کننده
72 عکس
19 ویدیو
101 فایل
سلام به بوتکا خوش اومدید 🪐🌘 اینجا با هم کلی ماجرا های خاطره انگیز میسازیم و یه عالمه معرفی کتاب و pdf های رایگان خفن و به روز 📚📖 برای درخواستی هاتون: 🐋❄ https://daigo.ir/secret/31850174739
مشاهده در ایتا
دانلود
شروع بوتکا: ۱۴٠۴/۸/۲۳ من فاطمه هستم و یه کتابخون و اوتاکو میدونم الان وسط مدرسه هست و فشار درسا رومونه ولی ما باهم دیگه از پس هرکاری برمیایم 👌🍁 امید وارم باهم دیگه دوستای خوبی باشیم ✨💖
دسته چهارم ⚔ این داستان درمورد ویولت سورنگیل، دختر یک ژنرال عالی رتبه است. دختری بیست‌ساله که بیشتر عمرش را به‌خاطر عشقش به کتاب و هوشش در حال آموزش بوده تا به هنگ کاتبان ملحق شود. این درحالی است که مادر سرسختش همیشه از او انتظار داشته که راه خواهر و برادرش را دنبال کند و یک اژدهاسوار شود. مثل برادرش با شهامت بمیرد یا مثل خواهرش یک فرمانده شود اما ویولت به‌هیچ‌وجه برای این کار آماده نیست،او از نظر جسمی او ضعیف است ولی در نهایت مجبور می‌شود که به آکادمی نظامی بسگیاث برود تا دقیقاً همان کاری را که مادرش از او خواسته انجام دهد. تبدیل شدن به یک اژدهاسوار ویولت باید تمام چالش‌های مرگباری که برای از بین بردن دشمنانش کشور پرومیل طراحی شده است را پشت سر بگذارد. درحالی که ویولت تمام تلاش خود را می‌کند تا به یک اژدهاسوار تبدیل شود، او باید مراقب جذبه‌ی زیدن ریرسون، سر دسته اش دشمنی که بارها به او گفته شده که از او فاصله بگیرد نیز باشد. اما چه اتفاقی می‌افتد که ناگهان زندگی او به زیدن گره می‌خورد؟ در آکادمی نظامی بسگیاث، تنها دو راه وجود دارد؛ یا فارغ‌التحصیل می‌شوی و زنده می‌مانی، یا می‌میری! آیا ویولت میتونه فارغ تحصیل شه؟ میتونه از روز خرمن کوبی نجات پیدا کنه؟ آیا اژدهایی اون رو قبول میکنه؟ میتونه عاشق دشمنش نشه؟ میتونه در مقابل دشمناش پیروز بشه؟ با من همراه باشید که به‌طور کلی، دسته چهارم را به شما معرفی کنم
شعله آهنین 🔥 پس از وقایعی که ویولت سورنگیل را به عنوان یک سوارکار اژدها به مبارزه‌ای فراتر از تصوراتش کشاند سوارکار ۲ اژدها شد اژدهای سیاه یکی از کمیاب ترین ها و قدرتمند ترین ها به نام تارن و یکی اژدهای نوجوان به نام آندرنا و قدرتی که یک قرن هیچکس نداشته صاعقه زن اکنون او با دشمنی بزرگ‌تر، خیانت‌هایی تلخ‌تر و رازی کشنده‌تر روبه‌روست. ونین موجوداتی که فقط برای ترساندن بچه ها در موردش داستان میگفتند موجوداتی که زندگی و جادو را از هرچیز زنده ای میگیرند تا به قدرت برسند. اما این بار، نه‌تنها آینده‌ی او، بلکه سرنوشت تمام سرزمین بسگیات در دستانش قرار دارد. وایولت دیگر آن دختر ضعیف و شکننده‌ی سابق نیست… جنگ، او را تغییر داده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا می‌تواند به قدرت‌های تازه کشف‌شده‌ی خود اعتماد کند یا نه. اما مهم‌تر از آن، آیا می‌تواند به دین مردی که او را بهترین دوستش میدانست ایمان داشته باشد؟ دشمنان در سایه‌ها کمین کرده‌اند… سرزمین در آستانه‌ی سقوط است و تنها وایولت می‌تواند حقیقت را آشکار کند. اما برای این کار، او باید از دیوارهایی که دیگران برای محافظت از او ساخته‌اند عبور کند و به تنهایی با سرنوشت روبه‌رو شود. آیا او میتواند پرده از حقیقت بردارد؟ میتواند با معاون فرمانده جدید کنار بیاید؟ میتواند در مقابل چنین موجوداتی زنده بماند؟ چه کسی را در این جنگ از دست میدهد؟ یا چه کسی را دوباره میبیند؟ سر گذشت واقعی زیدن چه بوده که او را به عنوان پسر یک خیانت کار میشناسند؟
طوفان عقیق ⚡️ پس از اتفاقات جلد قبل پادشاهی‌های ناوارا و پرومیش همراه با رهبران انقلاب اخیر در استان تیندور برای مقابله با ارتش مهاجم ونین مجبور به تشکیل یک اتحاد ناپایدار می‌شوند ویولت که از این مذاکرات مخفیانه باخبر شده تصمیم می‌گیرد به هر قیمتی که شده راهی برای درمان زیدن پیدا کند در هفته‌های بعد گروه دوستان زیدن و ویولت دائماً در حال محافظت از زیدن هستند زیرا او در داخل دیوارهای بسگیات باقی می‌ماند تا از استفاده‌ی مجدد از قدرت‌هایش جلوگیری کند اما آرامش کوتاه‌مدت است حمله‌ای تازه به بسگیات همه را در شوک فرو می‌برد و ویولت با یک ونین مو نقره‌ای روبه‌رو می‌شود که حضورش لرزه بر اندامش می‌انداز در این میان، ویولت متوجه می‌شود که آندرنا دومین اژدهای او، متعلق به هفتمین نژاد اژدهایی است که برای فعال‌سازی Wardstone در آرتیا لازم است او مأموریت پیدا می‌کند تا این نژاد گمشده را بیابد با گروهش Fliers اما در ازای آن باید همه سالم باشند و ۶ ماهه برگردند و او میتواند دسترسی کامل بر کتابخانه اصلی داشته باشد در جلسه‌ی Senarium اشراف قصد دارند Fliers را رد کنند اما گروه ویولت موفق می‌شوند و اتحاد با پرومیل را حفظ کنند در آخرین لحظات، ژنرال آیتوس ویولت را به خیانت متهم می‌کند اما یک فرمان سلطنتی از پیش همه‌ی سوارکاران اژدها را که به آرتیا سفر کرده‌اند عفو می‌کند و زیدن را دوباره به عنوان دوک تیندور منصوب می‌کند اما آیا ویولت میتواند درمانی برای جلوگیری از تکامل زیدن به ونین بگیرد؟ آیا بالاخره جنگ را میبرند؟
روز کتاب و کتابخونی رو به همتون تبریک میگم خوشگلا 📚❤✨
سلام
شب به خیر 🌃
و اما معرفی کتاب ها:
ناتوان 🗡 در سرزمین ایلیا، هیچ جرمی خطرناک‌تر از معمولی بودن نیست! سرزمینی که بیماری طاعون بزرگی را پشت سر گذاشته و به اکثریت بازماندگانش، قدرت‌های ماورا الطبیعی داده است. قدرت‌هایی نظیر کنترل کردن آتش، جابه‌جایی اجسام، کنترل کردن بقیه و … اما این در حالی است که پادشاه ایلیا فقط افرادی که قدرت‌های ماورائی دارند را لایق زندگی کردن دانسته و به آنها برگزیدگان میگویند و افراد عادی را مستحق مرگ می‌داند. برای همین مردم عادی با هم متحد شده اند که با این رژیم مقابله کنند و خود را جبهه مقاومت مینامند پیدین، دختری جوان و دختر یکی از رئیس های جبهه مقاومت و یک دزد خیابانی از محله‌های فقیرنشین است که در این دنیای پر از جادو و خطرناک به همراه یکی از دوستانش، آدنا، زندگی می‌کند. دزدی که هیچ قدرت ماورایی خاصی ندارد و مجبور است خودش را میان افراد قدرتمند مخفی کند. یک شکارچی، که برای زنده ماندن، کارش شکار کردن سکه‌های جیب اشخاص مختلف است. اما همه‌چیز به‌واسطه‌ی آشنایی پیدین با شخص مرموزی به اسم کای بهم می‌ریزد. شاهزاده‌ای خوش‌تیپ و جذاب که در دردسر بزرگی افتاده و پیدین برای نجات جانش، حاضر می‌شود هویت واقعی خودش را به خطر بیاندازد. غافل از اینکه رقابتی مرگبار در انتظار پیدین است. رقابتی که برای به نمایش گذاشتن قدرتِ برگزیدگان برگزار می‌شود؛ قدرتی که پیدین فاقد آن است! اما آیا پیدین میتواند از آن ۶ آزمون جان سالم به در ببرد؟ آیا میتواند احساساتش را کنترل کند و دل باخته مجری قانون آینده؛ قاتل و فرمانبردار پادشاه؛ کسی که تمام مردم از او میترسند نشود؟ آیا میتواند از پادشاه که پدرش را کشته انتقام بگیرد؟