بی پروا 🏹
پیدن گری و کای آزر همچنان در تقابل با احساسات و وظایف خود قرار گرفتهاند. پادشاهی ایلیا در آشفتگی و هرجومرج بسیار است و پیدین گری پس از به قتل رساندن پادشاه و جان سالم به در بردن از محاکمات پاکسازی، مقاومتی را آغاز میکند.
اکنون دیگر هیچ راه بازگشتی به آغوش تنها کسی که میخواست پناهش باشد ندارد و باید از او دوری کند از کسی فرار کند که حاضر بود برایش جانش را بدهد. این درحالی است که کای آزر، سوگند وفاداری به پادشاه جدید ایلیا، یعنی برادرش کیت آذر خورده است و باید پیدین گری را پیدا کرده و به سزای اعمالش برساند.
کای اکنون مجبور است به دنبال کسی بگردد و تن به کاری دهد که هرگز آرزوی چنین کاری را نداشته اصلا او نمیخواست که سرنوشتش اینگونه باشد نمیخواست یک هیولا باشد اما باید دید که در نبرد بین وظیفه و احساس، کدام یک برندهی میدان خواهد بود!
آیا پیدین میتواند از کای فرار کند؟
میتواند قید عشقش را بزند؟
آیا کای میتواند بخاطر انجام وظیفه اش پیدین را دستگیر و به کام مرگ برساند؟
بی باک 👑
بعد از اتفاقات جلد دوم پیدین همراه با کای به ایلیا باز میگردند اما وقتی که پادشاه جدید کیت میخواست او را مجازات کند با جعبه سیاه کوچکی که انگشتر زیبایی در آن بود همه را شوکه کرد!
پیدین مجازات نشد که هیچ بلکه قرار بود با کیت ازدواج کند و ملکه شود!
هیچ کس او را قبول نمیکرد برای همین باید بر ۳ اصل پادشاه قبلی ۳ آزمون را از سر بگذراند. شجاعت؛ مهربانی و بی رحمی
اما کای چه میشود؟
یعنی او باید تا آخر عمر از دور عاشق پیدین باشد و به او خدمت کند؟
اما در این جلد ما به تمام راز های پشت پرده آگاه میشویم که:
طاعون از کجا آمده؟
خانواده واقعی پیدین که بودند؟
آیا کای با کیت واقعا برادر هستند؟
اگر بودند چرا پدرشان این همه تبعیض بینشان قائل میشد؟
مغز متفکر پشت پرده کیست؟
Bootka❄
بی باک 👑 بعد از اتفاقات جلد دوم پیدین همراه با کای به ایلیا باز میگردند اما وقتی که پادشاه جدید کیت
چرا کیفیت عکس ها اینجوری میشه؟ 😭
پادشاه پریان 🗡🏰✨
داستان در مورد دختری به نام جود هست، یک فانی که در هفت سالگی پدر و مادرش را به شکلی دردناک از دست داده و بعد مجبور شده همراه با خواهرانش راهی سرزمین پریان شود. جایی که خواهر بزرگترش به آن تعلق دارد، زیرا در حقیقت او فرزند مرد دیگری است که به فریلند تعلق دارد و ساکنان این سرزمین از موجوات فانی متنفراند. بهویژه شاهزاده پلیدی به نام کاردن که جوانترین فرزند شاه است.اما او در عین بی رحمی و سنگدلی جذابیتی دارد که نمیتوان چهره اش را فراموش کرد.
با اینکه جود دل خوشی از سرزمین پریان ندارد و برای رسیدن به مقام باید مبارزات دشواری را پشت سر بگذارد.
حالا در حالی که جود و خواهر دوقلویش هفده سال دارند، قاتل پدر و مادرش که ده سال از آنها مراقبت کرده و مسئولیت شان را به عهده گرفته است؛ به آنها فرصت داده که در مسابقهای که در حال برگزاری است خودی نشان بدهند تا اعضای خانواده سلطنتی تحت تاثیر قرار بگیرند هرچند انگار همسر دوم مدوک علاقهای به شرکت دوقلوها در این مراسم ندارد!
جود برای رسیدن به جایگاهی در دربار، باید با کاردن رویارو شود و عواقبش را بپذیرد.
او حینی که هرچه بیشتر غرق در دسیسهها و نیرنگهای قصر میشود، متوجه مهارتش در جنگ و خونریزی نیز میشود.
اما وقتی دربار پریان به خاطر خیانت یکی از درباریان در معرض خطر قرار میگیرد، جود باید زندگیاش را به خطر بیندازد تا خواهرش و سرزمین پریان را نجات دهد.
اما آیا جود میتواند دنیای الف ها را نجات دهد؟
آیا میتواند از خواهرش محافظت کند؟
میتواند عاشق بی رحم ترین الف؛ کاردن نشود؟
پادشاه پلید 👑⚔
در این بخش جود به عنوان نماینده فانی برای شاه پریان کاردن خدمت می کند. همانطور که کاردان، شاهزاده سلطه گر سرزمین به پیچیدگیهای حکمرانی میپردازد، جود درگیر بازی خطرناک و پر از دسیسه و فریب اطرافیان می شود و سعی میکند نفوذ خود را بر کاردان حفظ کند اما کنترل کردن کاردن آن را سخت تر می کند.با اینکه دل کاردن پیش جود گیر است، اما از تمام توانش استفاده می کند تا او را تحقیر کند.
و باید در دادگاه اعتماد به نفس خود را بازیابد. در این میان معلوم می شود که یکی از نزدیکان جود قصد خیانت به او را دارد و زندگی جود و همه کسانی را که دوست دارد از جمله برادرش اوک در خطر است. بنابراین جود باید خائن را کشف کند.
اما آیا چه کسی است که قصد خیانت دارد؟
رابطه جود و کاردن ادامه میابد؟
جود میتواند از پاپوش هایی که برای دوخته میشود جان سالم به در ببرد؟