ثواب زیارت امام رضا «علیه السلام»
۱- داود صرمی میگوید از حضرت امام جواد «علیه السلام» شنيدم كه مى فرمودند:
كسى كه قبر پدرم را زيارت كند پس بهشت پاداش اوست.
۲- ابراهیم بن اسحاق نهاوندی میگوید: امام رضا «علیه السلام» فرمودند:
هرکس مرا زیارت کند؛ در حالی که از خانه و قبر من دور است، من هم روز قیامت در سه جا به داد او میرسم تا از ترس ها و هول های قیامت نجاتش دهم؛
یکی هنگامی که نامه های اعمال به دست راست و یا چپ داده میشود؛
دیگری در هنگام عبور از پل صراط؛
و سوم هنگامی که اعمال را سنجش کنند.
۳- علی بن عبدالله بن قطرب میگوید:
در یکی از روزها که فرزندان امام کاظم «علیه السلام» نزد وی بودند، فرزندش امام رضا «علیه السلام» که جوان و کم سن بود، از آنجا عبور کرد، امام کاظم «علیه السلام» فرمودند:
این پسرم در سرزمین غربت از دنیا میرود، پس هرکه اورا زیارت کند؛ در حالی که تسلیم فرمانش باشد و به حقّش آگاه باشد، مقامش نزد خداوند متعال همانند مقام شهدای بدر خواهد بود.
- کتاب شریف کامل الزیارات، باب ۱۰۱.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
قاتلین رسول خدا «صلی الله علیه وآله»
(قسمت دوم)
- امام صادق «علیه السلام» در تفسیر آیه نخست سوره مبارکه تحریم فرمودند:
کسی که رسول خدا سرّ را به او گفت، حفصه بود.
هنگامی که او (حفصه) از رسول خدا پرسید: چه کسی به تو خبر داد (که من سرّ را فاش کردم) کافر شد و خداوند در مورد او و عایشه فرمود: قلب های شما از راه راست منحرف شده است و انحراف قلب، به معنای کفر است.
(بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۴۶).
علامه مجلسی در ادامه میگوید:
و در روایت است که حفصه وقتی مطلع شد پدرش عمر و ابوبکر «لعنهما الله» امر خلافت را (غاصبانه) به دست می آورند، آن را برای عایشه فاش کرد و او نیز برای پدرش و او نیز برای رفیقش (عمر)، پس جمع شدند که این امر را به تعجیل اندازند، و حضرت را با سمّی مسموم کنند، و هنگامی که خدا، رسولش را از کار آنان آگاه کرد که تصمیم به قتل او دارند، قسم خوردند که آن دو چنین تصمیمی ندارند، پس آیه هفت سوره تحریم نازل شد:
«ای کسانی که کفر ورزیدید، امروز عذری برای شما نیست، به درستی که جزای شما، عملی است که انجام میدهید.»
- حسین بن منذر گوید: از امام صادق «علیه السلام» در مورد آیه ۱۴۴ سوره مبارکه آل عمران سوال کردم، قتل بود یا مرگ!؟
فرمودند: یعنی اصحابش کردند آنچه کردند.
(بحارالانوار، ج۲۸، کتاب الفتن و المحن، ح۲۹).
- علامه سید هاشم بحرانی در تفسیر خودش از امام باقر «علیه السلام» در تفسیر آیه ۴۱ سوره عنکبوت «کمثل العنکبوت اتخذت بیتا» گوید:
حضرت فرمودند: آن حمیراء است.
(که از عایشه به عنکبوت تعبیر شده است).
***چنان چه در علم امروز ثابت شده، عنکبوت ماده (پس از مدتی زندگی) جنس نر را میکُشد و شاید که در فرمایش امام معصوم، اشاره ای به این موضوع باشد.
والله العالم...
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
عبدالصمد بن بشیر از امام صادق «علیه السلام» نقل میکند:
حضرت فرمودند: میدانید رسول خدا مُرد یا کشته شد!؟
خداوند میفرماید: اگر او بمیرد یا کشته شود، به دوران جاهلیت برمیگردید؛
ایشان قبل از مرگ مسموم شدند، آن دو زن (عایشه و حفصه لعنهما الله) ایشان را مسموم کردند، پس ما گفتیم: آن دو و پدرانشان (ابوبکر و عمر لعنهما الله) بدترین خلائق خدا هستند.
- تفسیر عیاشی، ج۱، ذیل آیه ۱۴۴ آل عمران.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
حضرت محسن «علیه السلام» در تورات
بزرگ محقق شیعی، علامه ابن شهر آشوب از کتاب (ما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنین «علیه السلام») تألیف ابوبکر شیرازی (یکی از بزرگان اهل تسنن) در مورد آیه شریفه نقل میکند:
« وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ». (بقرة، ۸۷)
در کتاب تورات در این باره آمده است:
«ای موسی! من تورا برگزیدم و برای تو وزیری انتخاب نمودم -که برادر پدری و مادری توست (حضرت هارون)- چنانکه برای محمد «صلی الله علیه وآله» «إلیا» را اختیار کردم که او برادر و وزیر و وصیّ و جانشین پس از اوست.
خوشا بر حال شما دو برادر! و خوشا بر حال آن دو برادر!
إلیا پدر دو سبط (پیامبر زاده) حسن و حسین «علیهما السلام» است؛
سومین فرزند او محسن دارد؛
همان گونه که برای برادر تو -هارون- شبر و شبیر و مشبّر را قرار داده ام».
- مناقب ابن شهر آشوب، ج۳، ص۵۶.
بحارالانوار، ج۳۸، ص۱۴۵.
به نقل از کتاب «ترجمه الهجوم علی بیت فاطمه علیها سلام»، تألیف عبدالزهراء مهدی.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
- بیعت اجباری:
عمر با گروهی از اعراب و صحرا نشینان -چوب به دست- به راه افتاد و با زور از مردم بیعت میگرفت؛
آنهایی را که در خانه پنهان شده بودند، از خانه بیرون کشیده و مجبور به بیعت می نمود.
در کتاب بخاری، اشاره ای از عائشه به این مطلب آمده است، او پس از بیان حکایت سقیفه میگوید:
«عمر مردم را تهدید کرده و ترسانید؛ در غیر این صورت در میان آنها دو رویی بود و خداوند به واسطه تهدید عمر مردم را از دو رویی و نفاق باز گرداند».
- مخالفت با ابوبکر:
برخی از افراد در ضمن سخنان و اشعاری مخالفت خویش را با خلافت ابوبکر بیان داشته و بزرگانی از مهاجرین و انصار به امیرمؤمنان «علیه السلام» پیوستند.
و بسیاری از اهل تسنن میگویند: امیرمؤمنان تا شش ماه با ابوبکر بیعت نکرد.
روزی ابوبکر بر منبر بالا رفت، گروهی از مخالفان مقابل او بلند شده و اعتراض کردند؛
او بر فراز منبر به عدم صلاحیت خویش اعتراف کرده و گفت:
«اگرچه امور شما بر عهده من قرار گرفته است، لیکن من بهترین شما نیستم؛ بیعت خود را باز گیرید».
سپس وی از منبر به زیر آمد.
اما سه روز بعد، خالد بن ولید و سالم و معاذ بن جبل با ۴۰ هزار شمشیر به دست (به فرماندهی عمر) وارد مسجد شدند و اعتراض کنندگان را به قتل تهدید نمودند.
برخی از بیعت با ابوبکر پشیمان شده و یکدیگر را نکوهش میکردند.
گروهی نیز تصمیم به برکناری وی گرفته بودند.
در این میان افرادی نزد امیرالمؤمنین آمدند و گفتند: برای بیعت با شما آمده ایم؛ زیرا شنیدیم رسول خدا درباره شما در غدیر خم چه فرمود.
امیرالمؤمنین فرمودند: آیا ثابت و استوار هستید؟
گفتند: آری.
امام فرمودند: صبح گاهان سرها را بتراشید و نزد من آیید.
لیکن روز بعد کسی جز سلمان، ابوذر، مقداد و زبیر حاضر به چنین کاری نشدند.
- ترجمه الهجوم علی بیت فاطمه علیها سلام، تألیف عبدالزهراء مهدی.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
زندگی نامه مجاهد اکبر حضرت ابولؤلؤ
(قسمت ۱)
مقدمه:
از آنجا که تاریخ صدر اسلام عمومأ برگرفته از منابع و متون غیرشیعه بوده و در این بین تحریفات و برداشت های غیر صحیح و مغرضانه حتی نسبت به شخصیت های ممتاز تاریخ از شخصیت رسول خدا «صلی الله علیه وآله» گرفته تا سایر بزرگان تاریخ اسلام به وفور به چشم می خورَد؛
از این رو بدیهی است که در نزد جماعت عامه، چگونه دیدگاه و نظری نسبت به شخصی چون حضرت ابولؤلؤ، قاتل عمر بن خطاب «لعنة الله علیه» اعمال میگردد.
و دقیقأ به همین سبب است که آنان برای تخریب شخصیت ارزشمند این بزرگوار از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و نمی کنند؛
که متأسفانه رسوبات و تأثیرات آن در نوشته جات بعضی از نویسندگان شیعه و نیز در افکار بعضی از عوام الناس و یا حتی برخی از اهل علم نیز به خوبی مشهود است.
شخصیتی که در حقیقت با اقدام بزرگ خویش قلب مقدس حضرت صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین «علیهما السلام» و ائمه معصومین «علیهم السلام» را خشنود ساخت و ریشه ظلم و فتنه و تحریف و بدعت را از بیخ و بن بر کند و نفرین حضرت زهرا «علیها سلام» را نسبت به او که خطاب به وی فرمود: «مزّق الله بطنک کما مزّقت کتابی» محقق ساخت.
- شناسنامه حضرت ابولؤلؤ:
نام اصلی آن بزرگوار «فیروز» و کنیه اش «ابولؤلؤة»[1] و لقبش شجاع الدین[2] بوده است.
اصلیت وی ایرانی و زادگاهش شهر نهاوند بوده است.[3]
[1]- به علت داشتن دختری به نام لؤلؤة که بعدها به علت سهولت و آسانی تلفظ در بین ایرانی ها به ابولؤلؤ مشهور گردیده، اما هم اکنون عرب زبان ها اورا ابولؤلؤة میخوانند.
[2]- در نزد بعضی بابا شجاع الدین معروف بوده و این به سبب شجاعت منحصر به فرد وی در آن قدام بزرگ بود است.
[3]- مستدرک سفینة البحار، ج۹، ص۲۱۳.
- برگرفته از کتاب: دو بال برای پرواز.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
زندگی نامه مجاهد اکبر حضرت ابولؤلؤ
( قسمت۲ )
اتهام مجوسیّت و یا نصرانیّت به حضرت ابولؤلؤ
- حضرت ابولؤلؤ قبل از تشرّف به دین مبین اسلام، [همچون سایر ایرانیان] آئینی نصرانی و یا مجوسی داشته است.[1]
نکته: ناگفته پیداست که داشتن دین مسیحیت و یا زرتشتی [قبل از اسلام] که از ادیان الهی بودند برای کسی منقصت و عیب محسوب نمیگردد که اهل تسنن سعی نموده اند با بزرگ جلوه دادن این نکته آن را به عنوان دین همیشگی آن بزرگوار اثبات نمایند و حال آنکه بزرگان و شیوخ و خلفای خودشان قبل از اسلام آوردنِ ظاهری، کافر و بت پرست بوده اند.
- اتهام مجوسیت و یا نصرانیت و غیر این دو به جناب ابولؤلؤ از سوی پیروان اهل تسنن امری بسیار طبیعی است و این اتهام از سوی آنان منحصر به شخصیت وی نیست؛ بلکه در خصوص حضرت ابوطالب «علیه السلام» پدر بزرگوار امیرالمؤمنین «علیه السلام» نیز اتهام کفر وارد کرده اند و این چیزی نیست مگر عداوت و دشمنی آنان با حضرت امیرالمؤمنین و از این بالاتر از پیروان و اتباع آل امیه جای تعجب نخواهد بود وقتی در خصوص شخصیت منحصر به فرد عالم خلقت امیرالمؤمنین، پس از شهادت آن حضرت در مسجد کوفه گفتند: مگر علی بن ابی طالب نماز میخوانده که در مسجد اورا کشتند!؟
پس دیگر در خصوص جناب ابولؤلؤ به عنوان یار و یاور آن حضرت در وارد ساختن این گونه اتهامات نسبت به وی جای تعجب نمی باشد.
و این در حالی است که با وجود تمام تلاش ها بر اثبات این اتهام همچنان میتوان از کتب غیرشیعه ادلّه و شواهد متقن و محکمی را در اثبات اسلام، بلکه ایمان قوی وی یافت نمود؛
از جمله متن زیر از کتب اهل تسنن:
«انه قد تشرّف بالاسلام بعد سکناه المدینة»؛[2]
ابولؤلؤ بعد از سکونت در شهر مدینه به دین اسلام مشرّف گردید.
و نیز متن زیر از متون تاریخی مخالفان به نحوی تشکیک و تردید آنان در اثبات مجوسی بودن آن جناب را میرساند:
«کانت طعنته لعمر اسلامه»؛[3]
ضربه زدن ابولؤلؤ به عمر، دلیل بر اسلام اوست.
[1]- مستدرک سفینة البحار، ج۹، ص۲۱۳.
[2]- المصنّف صنعانی، ج۵، ص۴۷۴.
[3]- عیون الاخبار، ج۲، ص۱۴۳.
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw