لبخند بزن،
شاد بمان در نظر شهر
لب باز نکن...
با تو همین شهر چه ها کرد
در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را میفهمد رهایش نکن،
چقدر آنها که ما را نمیفهمند بیشمارند...
هرکسی حداقل یه بار تو زندگیش گم شده
چه تو خیابونای یه شهر؛
چه تو خیالِ یه نفر ...
هرچند وقت یبار آدمای دورتو عصبانی کن تا بفهمی چیا ازت توو دلشونه و نگفتن.
میگفت: عجیبترین پارادوکسِ دنیا ترسِ
از دست دادنِ کسیه که مالِ تو نیست!
قشنگ بود.