پیر مرد همسایه آلزایمر دارد؛
دیروز زیادی شلوغش کرده بودند،
او فقط فراموش کرده بود از خواب بیدار شود.
مادرم میگفت:
وقتِ تنهایی،
خدا را ياد كن.
و من هر شب،
به يادِ مادرم بودم..!
هروقت یاد گرفتی با دیگرانو به تمسخر گرفتن فقط شخصیت مزخرف و داغونتو به نمایش میذاری، بهت قول میدم بزرگ شدی.
چنان شاخه ی خشک روی درخت ؛ میان زمین و هوا ماندهام ...
برای تو که سالها رفته ای، چگونه بگویم چرا ماندهام؟!
تو یهکتابروانشناسیخوندهبودم:
اگر یک نفرو هیچ جوره نمیتونی از ذهنت پاک کنی!
یعنی اونم تو خلوتش هنوز به یادته.
خواستم بگم دروغ میگه، الکی دلخوش نباشین:)
فکر می کنی تعقیبت می کنند
و رو برمی گردانی
ولی تنها برگ خزان است
که پی تو می دود
"راینر مالکوفسکی"