اگه بدون من میتونی زندگی کنی، خب میتونی دیگه. چیکار کنم؟ میرم گریه کنم.
و هیچکس نپرسید؛
با تو چه کردهاند که اینگونه
در خلسهای از سکوت فرو رفتهای!
اگه مرگ به سراغم آمد و هنوز همدیگر را ندیده بودیم فراموش نکن که من خیلی دیدنت را آرزو میکردم.
شایع تو یکی از آهنگاش یه نصحیت خیلی خوب میکنه که باید قاب بگیریم بزنیم سَر در زندگیمون؛ همونجا که میگه:
«هرجایی ها رو تحویل نگیر
هرجایی نرو شأن داشته باش
اهمیت نداره از کی حرف میشنوی
بی اهمیت به همه شک داشته باش! »
امروز بعد از ماه ها ، از دور دیدمش و باید بگم اون خیلی قشنگه ..
راه رفتنشو قربونننن
خود جناب شهریار هم وقتی خواست بی تفاوت باشه و نوشت :
«تو بمان و دگران؛وای به حال دگران...» بعدش روشو برگردوند و زیرلب گفت:
«دل شکسته و اشک روان گواهت بس، که خوش به حال دگران!»
بعد شما نشستی میگی فراموشش کن؟