ما چقدر به سادگی نیاکان خودمان خندیدیم، روزی می آید که آیندگان به خرافات ما خواھند خندید.
-صادق هدایت
خیلی دوست دارم یه متن بلند برات بنویسم ولی فعلا دارم از دست میرم
هیچوقت برای فهمیده شدن فریاد نزنید!
آنکه شما را بفهمد،
صدای سکوتتان را بهتر میشنود.
- جبران خلیل جبران
این قشنگ ترین متن از شمس تبریزی بود که خوندم:
ما باور کرده ایم که خداوند ما را از بالا میبیند،اما او در واقع از درون مینگرد.
چه ساده لوح اند آنان که می پندارند
عکس تو را به دیوارهای خانه ام آویخته ام
و نمی دانند که من دیوارهای خانه را به عکس تو آویخته ام...
- شمس لنگرودی
فایل و توضیحات این #کتاب توی پست بعدی .. 👇🏻
‹ هردودرنهایتمیمیمرند ›
انجمن ارواح غمگین(@menuketab).pdf
حجم:
48.9M
•⌠📘#معرفی_کتاب
•|📔نام: #انجمنارواحغمگین
•|📝نویسنده: #لیز_مدینگز
•|📜توضیحات:
کتاب انجمن ارواح غمگین:
«دقیقاً میدانم چه احساسی داری...».
همه چیز از همین پنج کلمهی ساده شروع شد. پنج کلمه که در یک جمله کنار هم نشستند، بر زبان «جوراب» جاری شدند و پس از آن بود که همه چیز تغییر پیدا کرد. ماجرا از این قرار بود؛ اس جی، روح دوستداشتنی کتاب حاضر که با اضطراب اجتماعی و وسواس فکری دستوپنجه نرم میکرد، به یک مهمانی دعوت شده بود. اس جی به محض آن که دعوت دوستش را پذیرفت، از کردهی خود پشیمان شد. با خود اندیشید که آخر او را چه به مهمانی رفتن! بهتر است در خانه بماند، زیر پتویش پناه بگیرد و از این طریق، همهی اضطرابها و ترسهایش را انکار کند. روح همیشهنگرانِ کتاب انجمن ارواح غمگین حسابی با چالش روبهرو شده بود. از طرفی، دلش نمیخواست تنها کسی باشد که به مهمانی نرفته است. از طرف دیگر، حتّی فکر رفتن به یک مهمانی شلوغ و پرجمعیت وجودش را پر از اضطراب میکرد. در نهایت، اس جی پس از کلنجار رفتنهای فراوان با خود، تصمیم گرفت به مهمانی برود..
📘انجمن ارواح غمگین: روح همزبانتان را پیدا کنید
| Botheventuallydie |
شما ممکنه بخاطر موضوعی با یکی از بهترین
آدمای زندگیت قطع رابطه کنی که اگه همون
کارو یه غریبه انجام میداد میگفتی فداسرت
و میبخشیدی؛ بحث توقعه، انتظار نداری یه
سری آدما بتونن دلتو بشکنن.