گویی زیباتر از من است
گویی برعکس من موهای لخت و بلندی دارد
گویی دوستش داری حتی بیشتر من
ولی نشنیده ام از دوست داشتن اؤ
آن دوستت دارد مثل من ؟
آخر یک روز میزنم زیر تمام قولها و وعدهها و مسئولیتها و با کتاب هایم به دورترین نقطهی فرار میکنم.
لذتی که در فراق هست در وصال نیست.
چون در فراق ، شوق وصال هست
و در وصال بیم فراق ،
فلسفه ی عشق همین است.
میدانستم چشمانش روزی فریبم میدهند..اما چه کسی گفته فریب خوردن را دوست ندارم؟
هر که را مسخره کردیم رسیدیم به او
بجز آنها که به خوشبتیشان خندیدیم:)