من پیشتم و تو داری از دوستای جدیدت بهم میگی....
تو صورتت نگاه میکنم و لبخند میزنم ولی فقط خودم میدونم چقدر دلم میخواست من اون دوست جدیدت بودم.
pov: ساعت سه شب درحال تصور و ساختن مزخرفترین سناریوهای ممکن درحالی که صبح زود باید پاشم .
هدایت شده از موزغمگین
دو دقیقه میای زندگی کنی همش میان ترم، فاینال، کوییز، پایان ترم.
امیدوارم یکی بیاد تو زندگیتون که هروقت باهاش حرف میزنید تو دلتون بگید "وای خدااا چقدر میفهمه چیمیگم"