ایتا ویو رو درست کرده، یه لحظه فکر کردم شاید بد میبینم. عادت کرده بودیم به 1 دیدن.
[چایینعنا]
امروز روز خوبی بود، پر از حرفم راجعبهش و پر از عکس ولی بعد که عکسا رو گلچین کردم چندخطی ازش مینویسم
اردیبهشت خیلی بد باهام تا کرد. بدتر از چیزی که فکرشو میکردم:)))))
بعد از صحبتمون با حدیث اینجا رو عمومی کردم. از صبح نشستم دارم پیامای اضافشو پاک میکنم.
جه روزایی اسماعیل، چه روزایی...
[چایینعنا]
همه وسایلم اونجاست و خیلی وقته درست نکردم. آخریش دیماه یه باکس شمع بود:)
هفته اول اردیبهشت که رفتم خونه وسایلمو آوردم ولی امروز و فردا کردم که شد به 12 اردیبهشت:)))))
اما خب، برا مراسم شبای جمعه درست کردم:)))
[چایینعنا]
هفته اول اردیبهشت که رفتم خونه وسایلمو آوردم ولی امروز و فردا کردم که شد به 12 اردیبهشت:))))) اما خب
الان دیدم خیلیا از باز شدن ویو ناراحتن، اما من واقعا خوشحال شدم. الان میبینم چند نفر مخاطب حرفامه و این حس خیلی با ارزشه برام.
از 10 نفر گرفته تا 100 یا بیشتر.
سین کم ناراحت کننده نیست، من توو خونه صحبت میکنم سه نفرشون که گوش میدم خیلی ارزشمنده. یا توو جمعهای بزرگتر 50 نفره که گوش میدن و بازخورد میدن و...
اینکه دارم فکر میکنم 44 نفر( ویو اخرین پست) نشستن و منم دارم حرف میزنم، بهش گوش میدن خیلی خوبه تا اینکه فقط یک ببینم...