ولیخب یسری دانشآموزا انتظارایی از مشاور دارنا و تضمینایی میخوان که بهتره ما جاشون درس بخونیم اونا بشینن زندگیشونو کنن و بعدش بیان نتیجه رو بگیرن و برن دانشگاه
دچار معده درد عصبی شدم، کاش میتونستم خودمو از دست خودم نجات بدم طفلکی گناه داره. یجوری معده درد گرفته که نمیتونه صاف بشینه.
وقتی خونهایم، بابا همه جا میبره و میاره( از بعد اردیبهشت ننشستم تا سه شب قبل و اونم باز پر بودم از دلشوره). همچی خودش میگیره و ما متوجه این حجم گرونی و هزینه اسنپ نمیشیم. یه امروز دو ساعت رفتم بیرون برگام ریخت.
[چاینعنا]
اگه یه خونه داشتین چه سبکی رو براش میپسندیدین؟
من سر این سوال هارتم بروکن شد😂
همیشه تصورم از خونه خیلی با خونه الانمون فرق داشت، اینو دوست دارما خیلیم دوستش دارم ولی پنجرههای بزرگ دوست داشتم، دیوار اتاقی که سبز باشه، ترکیب کرم و سبز و قرمز باشه و ...
الانم تقریبا همینه( به صابخونه گفتم سبز گفت کرم قشنگتره و اومده کرم زده یسری قابایی که داشته.
دوتا پنجره بزرگ توو آشپزخونه داره و یکی توو اتاق و نورگیر توو هال...
دارم در راستای تبدیل شدنش به خونه موردعلاقم تلاش میکنم.
تا تبدیل بشه به خونه موردعلاقم دانشگام تموم میشه و برمیگردم
خیلی مسخرهست امتحانا هر روز پشت سر هم باشن و بعضیا 24 ساعت هم کامل فاصله نداشته باشن(بخاطر ساعتشون).
من هنوز کوله و کیف دستیمو باز نکردم از جمعه که اومدم. چمدون و باقی وسایل که باز کردمم هم، درست جابجا نکردم.