بعد مدتها بارون بارید و همهجا رو تمیز کرد.
قطع و وصلی داشت ولی شدید بود.
رفتیم یه وسیله بخریم ولیخب نیمساعتی توو شهر دور زدیم.
حالا لبخندیم و حالم بهتره...
[چاینعنا]
شاید بگید از دیروز کجایی؟ دختر نازم اومده خونمون.
روزی که با دختر نازم میگذره معلومه که توو قلبم جا داره.
[چاینعنا]
روزی که با دختر نازم میگذره معلومه که توو قلبم جا داره.
بقیه رفتن خرید، دختر نازم با من خونه بود. تصمیم گرفتیم بریم بیرون و روز قشنگی داشته باشیم.
حالا هی به مامانم میگم که مامان من دختر میخوام:))))
بچهای که بچه واقعی من باشه...