الان اومدم اینجا یچیزی بنویسم، دیدم عه کل امروزو چیزی نذاشتم. یه دور روزمو مرور کردم؛ اینقدر روز شلوغی بود که حتی فرصت نکردم تا الان بیام اینجا چیزی بنویسم
رژه خودرویی امشب بیشتر تموم شبهایی که رفتم خوشگذشت.
خیلی خوب بود لطفا تکرار بشود.
موقع تجمع رفتم رو صورت بچهها پرچم بکشم، یه دختره خیلی صمیمی احوال پرشی کرد، چهرهش آشنا بود. هرچی فکر کردم یادم نیومد، ازش پرسیدم اند گس وات؟ دانشآموزم بوده الان دانشجو شده...
چنان لبخندی زدم که^^
بعضی وقتا آدمـا بهم حـس ناامنی میدن.
تـموم تـلاشمـو مـیکنـم دکـمهشونو بـزنـم.
یهو سر و کلهشون باز پیدا میشه...
الان گوشیمو برداشتم یه چیزی پلی کنم،
اتاقمو مرتب کنم دیدم وااا
[چایینعنا]
از محلِ شهادت: سوریه/عراق/لبنان. رسیدیم به: تهران💔.
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما صدای شهید بابک نوری را میشنوید.