و گاهی غم اشک نمیشود، بغض نمیشود، عصبی شدن بسیار نمیشود، سکوت نمیشود، بلکه لبخندی میشود که مینشیند روی نقاب سیاهت ؛
با من از وفاداری حرف نزن .
من هنوز راز کسایی رو نگه داشتم که پشت سرم گوه میخورن.
من براش ” اشکال نداره بیا درستش کنیم “ بودم ، ولی اون برام ” اگه ناراحتی تکست ندم “ بود.