خیلی خستهام، اما به خودم میگم: یکم دیگه تحمل کن، شاید فردا بهتر باشه. یکم دیگه تلاش کن، شاید همین تلاش آخر، راهی جدید به روت باز کنه. یه بار دیگه دل به دریا بزن، شاید همین موج، تورو به ساحل برسونه. یه بار دیگه قدم بردار، شاید همین قدم، خورشید پشت شب رو نشونت بده.
آدما میتونن تورو از همه چی متنفر کنن؛ از آهنگ مورد علاقت، از خیابونا، از زمین، از زمان، حتی از خودت.
عشقم عجیبه واقعا یهو یه نفری که نه تاحالا دیدیش نه میدونستی وجود داره میاد تو زندگیت یهو میشه همه چیزت بعد یهو میره و همچیزت میگیره جوری که انگار قبل اون هیچ نداشتی.
اون وقتی که صبرت ته میکشه، طوری که هر چی نگفتی رو میگی، هر چی تو دلت مونده بود رو به زبون میاری،دیگه نمیتونی لحنت رو کنترل کنی، نمیتونی بلندی صدات رو کنترل کنی؛ میتونه یه شروع به بحث که نه، بلکه یه دوری طولانی باشه