باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند
تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند
و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود
طرب انگیز نو روز و جشن شکوفه ها را بر گذار مینمایند
سال نوتون مبارک .
اگر روزی گم شدم تو میتوانی من را در گوشه ای از چشمان سبز آفرینش پیدا کنی ،جایی که در آن زخم های تاریک روح وجود ندارند .
فعلا میسازم، چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از داخلش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست.
ادما خیلی جالبن هر جور که دلشون میخوان باهات رفتار میکنند و گند میزنند به هر چی خاطره که باهم داشتید ،بعد جوری رفتار میکنند که اونی که رفت و گند زد به همه چی تو بودی.