دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
خاطر خواه! ههه -عماد
برو بینیم بآو
دو ساعت با رفیقم هماهنگ کردم زنگ بزنم بهش
الان گوشیش خاموشه 🥀🥀🥀🥀🥀🥀
من دیگه نمیدونم چی درست و چی غلطه؛ شانسی دارم ادامه میدم زندگیمو.