کافه نادری.
"لبخندت، روشنترین پنجرهایست که رو به خاطراتم باز میشود..." 🌤️
بعضی لحظهها،
نه به زمان ربط دارند، نه به مکان...
بیشتر شبیه رویاهاییاند که وسط بیداری اتفاق میافتند.
تو فقط نگاهش میکنی، لبخند میزند،
و انگار تمام کودکیات،
تمام دلتنگیهایت،
تمام آرزوهای نگفتهات،
در یک چشمبرهمزدن، آرام میگیرند... 🌼
انگار که دنیا همینجاست...
همین پنجره، همین نور، همین لبخندهای ساده
که بوی رفاقتهای قدیمی میدهند...
بوی آرزوهایی که فوتشان نکردیم،
تا بمانند.
کافه نادری.
گاهی آنقدر خستهای که حتی نمیدانی از چی...
نه اینکه نخواهی بگویی، فقط دیگر مطمئن نیستی کسی بفهمد...
دلت نمیخواهد قوی باشی، اما همه از تو انتظار دارند همیشه محکم بمانی
هیچکس حواسش نیست...
به دلگیریهای بیصدا، به اشکهایی که وقت ندارند جاری شوند،
به تو که زیر بار سنگین همهی توقعها
داری آرامآرام در خودت فرو میریزی...
و با اینهمه،
باید ادامه بدهی،
چون انگار راهی جز ادامه نیست...
انگار هیچکس قرار نیست بپرسد: «خودت چی میخوای؟»
فقط باید باشی... همین.
|
لبخند بزنید .
لبخند باعث میشه بقیه نفهمن حالتون بده
لبخند باعث میشه غمتو پنهون کنی
لبخند باعث میشه کسی درباره حالتون نپرسه
لبخند باعث میشه صورتتون قشنگ تر باشه
لبخند باعث میشه هیچکس نفهمه امروز اصلا حالم خوب نیست
بعضی رفاقتها
نه قدم میزنن کنارت،
نه صدای خندهشون از اتاق بغلی میاد...
اما
میرسن،
درست وقتی که دلت
بین هزار درد و بیکسی گیر کرده 💬🫂
اونا رو هیچوقت ندیدی
ولی بودنشون،
گرمتر از آغوشه،
واقعیتر از بعضی دوستای همیشهدیده...
و پررنگتر از هر حضورِ خاموشی 🤍
فاصله؟
فقط یه عدد روی نقشهست...
دل اگه جایی بند شه،
دیگه مرز نمیشناسه ✨
مرسی که هستین…
واقعاً، بهتر از خیلیایین که هر روز میبینمشون 🎧💌