اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاه توست ،
که این دیوانگیها را من از چشم تو میخوانم .
«این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوریم کان در او حیرانیم»
«غمْ مَیخور که غمْ تو را بَکُشَد
ورنه، غمْ تو را زِ پای درکُشَد
پس به نرمی با غمِ خویش آی
کآتشِ نرم، خشک را تر کُشَد»