یک لحظه دلم خواست یکیم برای خوشحالکردن من یه کاری بکنه!
بشینه به جزئیات چیزایی که دوس دارم فک کنه!
یه چیزی،
یه کاری، که برای هیشکی تا حالا نکرده...
کافه نادری.
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
هیچ قراری، قشنگتر از قفل شدن دستا نیست . . .
تغییر دادن ذهنیت از "چرا این اتفاق برای من افتاد؟" به "این اتفاق چی میخواد بهم یاد بده؟" بازی رو عوض میکنه .
میگه:
⤸ ای دل به خدا قسم ضرر دارد عشق
صد درد و هزار دردسر دارد عشق
هُشدار مَرا از این رباعی بِشنو . .
از حادثه دور شو! خطر دارد عشق!