eitaa logo
کافه حَقیقَت
1.5هزار دنبال‌کننده
24 عکس
2 ویدیو
0 فایل
برسی تـــاریــخ معاصر با جوون دهه هشتادی✍️ بی تعصب و با عقل و منطق! 😍 چشمامون رو باز میکنیم و با حقیقت بی پرده مواجه میشیم. 😊 خدا رو چه دیدی؟ شاید نظرمون کلا عوض شد یا تفکراتمون مستحکم تر شد. 😎👌
مشاهده در ایتا
دانلود
ایامی که صدام سرنگون شده بود و آیت الله سیدمحمد باقر حکیم قرار بود به نجف بروند، تنهایی برای خداحافظی خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدند. آقا درباره فضای عراق و رابطه با آمریکا گفتند:مبادا در مقابل آمریکا کوتاه بیایید. نکند دست توی دست آمریکا بگذارید. مبادا آمریکا را دوست خودتان بدانید. آمریکا دشمن اسلام،شیعه و کشورهای اسلامی است. این هم که به عراق آمدند، نه اینکه برای نجات مردم عراق باشد، آمریکا دلش برای مردم نسوخته است، اینها به علت همان اهداف استعماری جهان خواری که دارند به عراق آمده اند. امروز صدام را مانع برنامه های خودشان دیدند، در حالی که یک روزی مورد استفاده شان قرار می گرفت. دیدند امروز دیگر به اصطلاح تاریخ مصرفش تمام شده ، آن را کنار انداختند. مبادا آمریکا را به عنوان دوست خودتان در آن جا بدانید. جلوی آمریکا بایستید و از عزّت و استقلال کشور خودتان دفاع کنید. مرحوم حکیم گفتند: آقا! من از این اطمینان خاطر و آرامش شما در تعجبم. آمریکا کنار گوش شما است. این طرف در عراق و آن طرف در افغانستان دارد اینجور فتنه گری میکند. آن وقت شما این قدر آرام هستید و به ما هم توصیه می کنید که مرعوب آمریکا نباشیم؟! رهبر انقلاب فرمودند:می دانی این اطمینان خاطر ما از چیست؟ ما توکلمان به خدا زیاد است. همین به ما آرامش، اطمینان و شجاعت می دهد که در مقابل آمریکا از عزّت، استقلال و عظمت این مردم، نظام و انقلاب دفاع کنیم و سر تعظیم فرود نیاوریم.
کافه حَقیقَت
ایامی که صدام سرنگون شده بود و آیت الله سیدمحمد باقر حکیم قرار بود به نجف بروند، تنهایی برای خداحافظ
به عبارات کلیدی رهبرشهیدمون دقت کنید... 💌 _مبادا در مقابل آمریکا کوتاه بیایید!❌ _نکند دست توی دست آمریکا بگذارید! ❌ _ما توکلمان به خدا زیاد است... 💚
کافه حَقیقَت
ایامی که صدام سرنگون شده بود و آیت الله سیدمحمد باقر حکیم قرار بود به نجف بروند، تنهایی برای خداحافظ
اگه دقت کنید رهبر شهید فرمودند که:(( این هم که به عراق آمدند نه اینکه برای نجات مردم عراق باشد...)) کلا سابقه اینا طوریه که میخوایم بیایم نجاتتون بدیم... بدا به حال کسایی که ذره ای این وعده ها رو قبول کردن💔
آن‌ها با شعار «آزادی» آمدند… اما آسمان عراق پر شد از جنگنده، کوچه‌ها پر شد از خاکستر، و مردم، میان آوار، دنبال تکه‌ای زندگی می‌گشتند. آزادی‌ای که وعده داده بودند، روی موشک‌ها نوشته شده بود… و زیرِ سایه‌اش، شهری می‌سوخت، مادری گریه می‌کرد، و کودکی معنی آزادی را از صدای انفجار یاد میگرفت!!!
بسم الله الرحمن الرحیم! ✌️❤️
بعد از اخبار ضد و نقیض و گاهاً اعصاب خورد کن از مذاکرات... خبر جذابی از قدرت نمایی سپاه مقتدرمون شنیدیم🇮🇷🇮🇷👊✊ تا باشه از این خبرای حال خوب کن🤝😁
امروز میخوام یک روایت خیلی کوتاه و البته دردناک از جدایی بحرین از ایران براتون بگم چه ها که نکشیدیم از این خاندان پهلوی...
بحرین را از ایران جدا کردند… نه با صدای گلوله، بلکه با سکوتِ مردانی که تاج بر سر داشتند اما دلشان برای خاک وطن نمی‌تپید. مردم هنوز نام ایران را روی موج‌های خلیج فارس می‌شنیدند، اما پشت میزهای سیاست، تکه‌ای از وطن را مثل هدیه‌ای تقدیم کردند. و تاریخ نوشت: گاهی وطن را نه دشمن، که حاکمانِ بی‌غیرت از مردم میربایند...
بسم الله... ❤️ خوبین بهترین؟! 😅 روایت امروز درمورد بیکفایتی رضا خان و از دست دادن آراراته ولی شاید بپرسین خوب اهمیت این منطقه چی بوده و حالا مگه چیشده... پس بریم برا روایت امروز🇮🇷❤️✅
منطقه آرارات... این منطقه فقط یه کوه‌‌نبود!! درواقع علاوه بر ارتفاعات آرارات کوچک، از نظر نظامی و مرزی اهمیت داشت؛ چون بر بخش‌هایی از مرز ایران، ترکیه و قفقاز اشراف داشت. همچنین اون تغییر مرزی باعث شد ارتباط مستقیم زمینی ایران با منطقه‌ای که امروز ارمنستان هستش از بین بره و مرز مشترک ایران و ترکیه طولانی‌تر بشه… بلندترین نماد تاریخی و جغرافیایی منطقه بود و از دست رفتنش برای مردم ما به معنای از دست دادن بخشی از خاک و موقعیت راهبردی کشور تلقی می‌شد…
خلاصه بخوام براتون بگم...
آرارات را از دست دادیم… نه در میدان جنگ، نه زیر باران گلوله. تکه‌ای از خاک وطن، پشت میزهای سیاست رفت و مردمی ماندند که فقط نظاره‌گر کوچک‌تر شدن نقشه ایران بودند. بعضی زخم‌ها روی تنِ وطن می‌مانند، حتی اگر سال‌ها از آن گذشته باشد... 💔🥲