eitaa logo
ܭߺߊ‌ܦ߭ܘ ࢪ‌ࡅ࡙ߺࡋܭߺߺࡑ(سایه)
4.7هزار دنبال‌کننده
13هزار عکس
19هزار ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی بدون ذکر منبع حرااام است، حتی شما دوست عزیز🫵🏻 رزرو تبلیغات👇👇 https://eitaa.com/joinchat/4194173426C6a266ece8a ارتباط با ما👇🏻 @AAngell_83 به علت بسته بودن فوروارد پست کانال، لینک دعوتمونو با دوستاتون به اشتراک بذارین تا کنارهم باشیم😍👇
مشاهده در ایتا
دانلود
619.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•• الهی که همیشه به موقع برسید به عشق، به یار، به پول به زندگی، به خوشبختی... 🤍‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•
•• بذارید من جلو بشینم حواسم باشه راننده خوابش نبره. من بعد عوارضی اول:😂😂 🪵‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•
••• حتی وقتی با کسی دعوا و بحثی می‌کنی زخم‌هاش رو فشار نده زخم‌هایی که بخاطر اعتمادش نشونت داده! ❤️‍🩹‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•• انیمیشنی که نشون میده تو مادر فهمیده ای هستی و تو دوران pms کنارِ دخترتی... 📌‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•
زندگی ما سختی خیلی زیادی داشت اما اون شب سرد زمستونی بدترین شب زندگی کل خانواده ما بود اخرین پیامکی که از خواهرم دریافت کردم نوشته بود:« لطفا کمکم کن دو تا مرد منو به زور سوار ماشینم کردن..» و بعد گوشیش خاموش شد و هیچ ردی ازش نبود... خواهر شانزده ساله من سر چهارراه گدایی می‌کرد و اون شب به خونه برنگشت......
با اینکه دلم ازشون چرکین بود اما اگه با اصغر من رو می‌دیدن چقدر می‌سوختن... کاش امشب خودمو بهشون معرفی می‌کردم تا اسد می‌فهمید همچین آش دهن سوزی هم نبود که من کنارش زندگی کردم کاش همون موقع ارزش خودمو می‌دونستم و به این آدم جواب مثبت نمی‌دادم! کاش زودتر از اون زندگی بیرون می اومدم و روزهای بیشتری با مادرم می گذروندم تا کنار آدم‌هایی که هیچ ارزشی برام قائل نبودند و فقط عمرمو تلف کردند کاش همون موقع از همه چیز سر در می‌آوردم و خودم اسد را به پلیس معرفی می‌کردم یک دفعه به ذهنم رسید که خوبه به پلیس بگم و زهر خودمو بریزم نمی‌شد که فقط اون‌ها زندگی منو خراب کنن منم با کمک اصغر پدرشونو در می‌آوردم! تلفنمو برداشتم و خواستم به اصغر زنگ بزنم که دیدم یه پیام اومده رو گوشیم... از طرف اصغر بود نوشته بود: «نکنه فکر کنی که می‌تونی بری به پلیس همه چیزو بگی ها این کار به ضرر هممون تموم میشه من خودم حواسم به همه چیز هست» تا این پیامو خوندم فهمیدم اصغر خیلی زودتر به این چیزها فکر کرده و نخواسته من وارد این بازی‌ها بشم.. حالا یا به خاطر موقعیت خودش هست و یا به خاطر خطری که برای من به وجود میاد! هرچه بود حق با اصغر بود من اصلاً نمی‌دونستم چی پیش روم هست حتی امشب فهمیدم اصغر رو. هم درست نمی‌شناسم و باید در مواجهه باهاش خیلی دقت کنم.... خیلی دوست داشتم تمام این ماجرا رو برای یه نفر تعریف کنم اما فردای همون روز اصغر بهم زنگ زد و دوباره تاکید کرد که به هیچ عنوان این ماجرا رو به کسی نگم و گرنه برای خودم بد میشه... حسابی حالم خراب بود هر ساعت فکرم درگیر اسد و سارا بود و نمیدونستم چیکار کنم.. اصغر هم برایش مسافرت کاری پیش اومده بود و نبود.. تو همون روزها بود که تصمیم گرفتم یکم راجع به مادر شوهر و خواهر شوهر سابقم کنجکاوی کنم.. می خواستم بدونم اونها در غیاب اسد چیکار میکنن..خبر دارن زنده‌ست یا نه؟! چه شکلی زندگیشون رو سر میکنن؟ و واقعاً تو کار جادو هستن یا نه... برای همین یه تاکسی شخصی گرفتم و چند روزی تعقیبشون کردم......۵۱
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•• تفاوت اين كالا هارو بدون كه يوقت توي خريد اشتباه نكني⚠️ 👌‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•
•• جایگزینی برای آدامس 👍 اگه جویدن هر روز جوانه های خشک میخک رو به عادت تبدیل کنین، میتونین استوماتیت، بیماری پریودنتال و بیماری لثه رو فراموش کنین اسانس های موجود در میخک بوی بد دهان رو از بین میبره و از ظاهر شدن مجدد اون جلوگیری می کنه این یک درمان طبیعی هست که بسیار موثرتر از دهانشویه های معمولی هست! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 📌‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•
•• حیوان افسانه ای ماه تولدت 😉 🙃‌░⃟⃟@CafeReIaxx | •_•