بخشی عظیمی از من درونِ کتاب ها پنهان شده ؛ از رفتن به سوی آن و کشف کردنش آزرده خاطر میشوم .
درواقع از این آزرده میشوم که ، چطور نویسنده مرا میفهمد ، مرا میداند و اینگونه هزاران نفر کشفم میکنند اگر این نوشته ها فقط برایِ من بودند بهتر میشد .
تو نبین ساکت و آرام نشستم کنجی
حرف ناگفته زیاد است ولی محرم نیست
سید تقی سیدی
For:https://eitaa.com/joinchat/1186727049C9742a2c84b
From:درماندگی آموخته شده
انسان ها همیشه درحال آسیب زدن به طبیعت و زیبایی های دنیا هستند و در نهایت از بدی های از بین رفتن این زیبایی ها ابراز ناراحتی میکنند .
آن ها ترجیح میدهند اتاق های پر سر و صدا را ارامش بخوانند و خود را همانجا حبس کنند..
طبیعت همیشه مکانی آرام و آرامش دهندهست حتی اگر صدای پرنده ها هیچگاه تمام نشود و من همیشه خود را در هر احوالی آنجا میابم .
تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب
چه اختلاف بزرگی کجا به هم برسیم؟
فرامرز عرب عامری
For:https://eitaa.com/Nick15
From:درماندگی آموخته شده
به هرحال هرکسی باید دنبال بهانه ای باشد که او را وادار به ادامه ی حیات کند و آن بهانه برای من لحظه هایِ زندگی ام است ، اینکه نمیدانم چقدر از آنها هنوز هم برای من باقیست مرا وادار میکند تا در اوجی از غم ها برای صدای باد هم لبخند بزنم .
اگر درخت ، اگر آسمان ، اگر رودم
به آنچه سهم من از بودن است ، خشنودم
فاضل نظری
For:https://eitaa.com/mongeh
From:درماندگی آموخته شده
بنظر نگاهِ یکسری ها میتواند مملو از ارامش و احساسات خوب باشد ، مثلِ نگاهی که خودم در آینه به خود میاندازم .
و چه خوب است که میان عالمی از نگاه های بد و دردناک خودمان گاهی میتوانیم نگاهی پر محبت به خویش بیندازیم .
تو آن نگاهِ خیره ای در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمیگذاریام
سید تقی سیدی
For:ماهک
From:درماندگی آموخته شده