کتابخآنهیگربهای؛
امروز؟ صبح بابام زنگ زد ساعت 10 بیدار شدم،ساندویچ تخم مرغ، پادکست اون آقا هندیه، شربت عرق نعناع، خو
محیا ایلیا زبون داره برنده شه؟
کتابخآنهیگربهای؛
دعوای فیزیکی🤣
وا
ایلیا پسرخوبی به نظرمیاد دست رو دختر بچه بلند نمیکنه
کتابخآنهیگربهای؛
وا ایلیا پسرخوبی به نظرمیاد دست رو دختر بچه بلند نمیکنه
من دختربچم محیا؟ 🗣
من یه خانم تمام و کمالم فقط نصفم زیر زمینه و انرژی زنانم از حد معمول پایین تره😾
وای خیلی
درحدی که رندوم تو بریک تایم به انگلیسی سوال فلسفی بپرسه ازم🤣🤣🤣🤣
ولی جدی یه آدم متشخصیه که جلوش احساس خنگ بودن نمیکنی(شاید خنگ نیستم ولی خب🗣)
هدایت شده از جنون اَدواري
این پیام رو توی چنل های زیباتون فوروارد کنید ;
برای شما یک توییت، با پروفایل و اسم چنلِ خودتون درست میکنم. ” لینک “
هدایت شده از ' تقدیمی '
پروندهٔ #M-۳۰۴
https://eitaa.com/CatLibrary
نام پرونده: پنجههایی که کتابها را بو کردند
محل کشف: کنار یک گربهی زرد، در میان کتابهای مصورِ کودکانه
داستان:
گربهای که این پرونده را پیدا کرد، هر روز یک کتاب را برای صاحبش میخواند. راوی میگوید: «کتابها وقتی گربهای آنها را لمس میکند، داستانشان را شیرینتر تعریف میکنند.» صفحهی آخر: «امروز گربه خندید. فکر کنم کتابِ آخرش خندهدار بود.»